Hoda Magazine

دینی

حقوق زن در اسلام – بخش دوم

به نام خداوند بخشنده مهربان بخش اول آنچه که به نظر شما خواننده گرامی می رسد، گفت و گویی است با جناب آقای دکتر سید محمد کاظم مصباح موسوی در مورد «حقوق زن» در اسلام. این نکته را باید پذیرفت، دستوراتی که بسیاری از جوامع مسلمان در سراسر دنیا از آن تبعیت می کنند ضر

Dr. Mesbah Moosavi ·

حقوق زن در اسلام – بخش دوم

به نام خداوند بخشنده مهربان

بخش اول

آنچه که به نظر شما خواننده گرامی می رسد، گفت و گویی است با جناب آقای دکتر سید محمد کاظم مصباح موسوی در مورد «حقوق زن» در اسلام. این نکته را باید پذیرفت، دستوراتی که بسیاری از جوامع مسلمان در سراسر دنیا از آن تبعیت می کنند ضرورتاً در راستای تعالیم عالیه اسلام نمی باشد چنانچه ابهامی در ذهن خانمی از یک خانواده مسلمان وجود دارد مربوط به برادر زاده اش که مجبور شده در سن 10 سالگی با مردی 40 ساله ازدواج کند. از آنجا که دخترک راضی به این کار نبود، موضوع این گونه توجیه شد که چون پیامبر (ص) درآن زمان با یک دختر کم سن و سال ازدواج کرده است، تو نیز در همین سن باید با یک مرد مسن ازدواج کنی. متأسفانه وی بعد از داشتن 4 فرزند، دست به خودکشی زد. این داستان که یک تراژدی عمیق محسوب می شود، دلیلی است که از نظرات آقای دکتر مصباح موسوی در این خصوص بهره مند شویم.


آقای دکتر لطفاً بفرمایید وقوع چنین مقوله ای (ازدواج مرد میان سال با دختر خردسال) را می -توان به سنّت نبوی نسبت داد؟

خیلی ممنون از بابت مطرح کردن این موضوع به عنوان یک جریان بحث برانگیز. در وهله اول وقتی ما در خصوص اسلام صحبت می کنیم می بایست به سراغ آموزه های معتبر دین مبین اسلام برویم تا صحت و سقم آنچه که در جوامع مسلمان اعمال می شود، مشخص گردد. در مورد این قضیه خاص که شما مطرح کردید، باید عرض کنم که اسلام به طور کلی مخالف چنین ازدواجهایی است. هر فردی که دانشی در خصوص قوانین و مقررات اسلامی داشته باشد، به خوبی می داند که موضوع ازدواج در اسلام بر اساس دو نکته استوار است: اول رضایت دختر و دوم قرار دادن مهریه از جانب داماد برای عروس.

اگر دختر رضایتی به ازدواج نداده باشد، آن ازدواج قابل قبول نبوده و عقد باطل است. حدیثی از پیامبر اکرم (ص) داریم که زنی خدمت ایشان رسید و شکایت کرد که پدرش او را مجبور به ازدواج با مردی کرده است که علاقه ای به او ندارد. بر اساس این حدیث، پیامبر(ص) این ازدواج را باطل اعلام فرمود. لذا در اسلام این یک حق مسلم و ابتدایی دختر است (مشروط بر عدم محجوریت) که با فرد مورد علاقه اش ازدواج کند.

امّا در راستای مطلبی که شما مطرح کردید، مجدداً ذکر می کنم که اسلام کاملا مخالف این گونه ازدواج ها است و ما باید آن خانواده را مقصر بدانیم نه اسلام را. این مشخص است، خانواده ای که دختر خردسال خود را مجبور به ازدواج با یک مرد ۴۰ ساله می کند از کم دانشی، ناآگاهی و تعصّب بسیار برخوردار است. تأکید می کنم که چنین ازدواجی باطل است مگر آن که به عنوان یک اصل اساسی در اسلام دو شرط مزبور رعایت شود:یکی رضایت عروس و دیگری مهریه یا هدیه ای که داماد باید به عروس بدهد.

داستان ازدواج پیامبر(ص) با یک دختر خردسال نیز کاملاً دروغ است. این یکی از بزرگترین دروغهایی است که در تاریخ اسلام یافت می شود. من در این باره طی جلسه دیگری به طور مبسوط صحبت کرده ام و در مجله هدی نیز این مطلب درج شده است. زمانی که عایشه با پیامبر(ص) ازدواج کرد، قطعاً نمی توانست یک کودک باشد و قاعدتاً حداقل در اوایل 20 سالگی به ازدواج پیامبر (ص) درآمد. درباره این مطلب قبلاً نیز توضیح داده ام که او قبل از ازدواج با پیامبر (ص) با فرد دیگری ازدواج کرده بود و سپس به اسلام روی آورد. امّا خانواده اش با ادامه آن رابطه موافق نبودند و ایشان ضرورتاً به عقد پیامبر(ص) درآمد. لذا بنده تأکید می کنم که چنین استنادی به ازدواج پیامبر(ص) کاملاً اشتباه است. پس اگر این خانم ناراحت است باید از خانواده خود گله داشته باشد که با کم دانشی غیر منصفانه برخورد کرده اند. این کار اشتباه که آنها دخترشان را به زور شوهر داده اند ربطی به اسلام و قوانین اسلامی ندارد.

 

در مورد ارثیه نیز نظر اسلام را بیان بفرمایید.

در قرآن آمده است که وقتی فردی می میرد، خانواده، دختران ، پسران و همسر او می توانند از وی ارث ببرند و اسلام صراحتاً در مورد ارث بردن افراد اعم از مرد و زن صحبت کرده است. قرآن در سوره نساء آیات ۱۱ و ۱۲ به وضوح تبیین می فرماید که چگونه دارایی فرد بعد از مرگش بین دختر و پسر و همسر و والدین او تقسیم گردد.

 

به طوری که جنابعالی مطرح کردید، حدود ۱۱ قرن در اروپا زمان برد تا زنان بتوانند به حقوق ابتدایی خود دست یابند؛ در حالی که اسلام آنها را در قرن هفتم مطرح کرده بود. سؤال من این است که با زنان در آن دوران چگونه رفتار می کردند؟ لطفاً در مورد وضعیت زنان در آن دوره مطالبی را بفرمایید.

در زمانی که پیامبر اکرم(ص) رسالت خود را برای دعوت مردم به اسلام و توحید آغاز کرد، اَعراب از داشتن نوزاد دختر احساس ننگ می کردند. در قرآن آمده است، وقتی به مردی خبر می دادند که دارای فرزند دختر شده است از شدت شرم صورتش سیاه می شد و احساس حقارت می کرد! قرآن می فرماید که این افراد مجبور بودند دختران خود را زنده به گور کنند و متأسفانه موارد زیادی از این دست در تاریخ وجود دارد. قرآن در آیات ۸ و ۹ سوره تکویر می فرماید: « در روز جزا وقتی که نوزاد زنده به گور شده زنده می شود، می پرسد به کدامین گناه من کشته شدم؟» پس می ـ بینیم در آن زمان زن به عنوان یک فرد در نظر گرفته نمی شد و احترام و شأن انسانی یکسان با مرد را نداشت. البته این قضیه اتفاق نمی افتاد مگر در شبه جزیره عرب و در بین اعراب جاهلیت. هر چند که در اروپای قرن هفتم ( وقتی اسلام ظهور کرد) نیز بحث هایی در بین کلیساها وجود داشت که آیا زنان روح دارند؟ آیا آنها روح شیطانی دارند یا حیوانی؟ و کلّاً زن به عنوان یک فرد کامل در نظر گرفته نمی شد. به یاد دارم حدود ۲۰ سال پیش که به کانادا آمدم، یک صورتحساب ۵۰ دلاری  را دیدم که روی آن نوشته شده بود «زن یک انسان است» این جمله مثل یک شوک برای من بود. «زن یک انسان است» یعنی چه؟ وقتی شما به آن فکر می کنید تنها دو دهه پیش درباره زنان شک داشتند که آنها انسان هستند یا خیر!

 

شما در مورد حق ازدواج زنان صحبت کردید، موضوع دیگر در این رابطه مساله طلاق است. دیدگاه اسلام درباره طلاق چیست؟

موضوع طلاق کمی پیچیده است. نخست این که اسلام نمی خواهد طلاق بسیار راحت انجام گیرد تا اگر افراد به محض آن که نظرشان تغییر کرد، بتوانند به راحتی و بلافاصله تقاضای طلاق کنند. اسلام این حق را به زنان داده است. چنانچه در زمان ازدواج، زوجه می تواند حق طلاق را به عنوان شرط ضمن عقد برای خود قید نماید. به عبارت دیگر، در زمان ازدواج  زوجه می تواند به عنوان یکی از شروط ازدواج از همسر آینده خود بخواهد که در صورت بد زبانی، ترک خانه، ندادن نفقه و یا دیگر شرایط، اختیار طلاق را داشته باشد. بنابراین طبق این قانون، که تقریبا توسط تمامی فقهای اسلام پذیرفته شده است، زنان در ابتدای ازدواج می توانند حق طلاق را برای خود داشته باشند. از آن جا که این موضوع پیچیدگی ها و ظرایف زیادی دارد شاید بهتر باشد در جلسه جداگانه ـ ای در مورد آن صحبت کنیم.

 

بعد از ازدواج موضوعی که پیش می آید انجام کارهای منزل است. چه کسی کارهای منزل را انجام می دهد؟ چه کسی مسئولیت انجام کارهای منزل را بر عهده دارد؟

بر خلاف آن چه غیر مسلمانان در این باره تصوّر می کنند، اسلام از ابتدا به روشنی بیان می -دارد که زنان به هیچ وجه مجبور به انجام کارهای منزل نیستند. در اسلام مردان اجازه ندارند، همسران خود را مجبور به انجام کارهای منزل از جمله نظافت، آشپزی و یا حتی نگهداری از فرزند و شیر دادن به او نمایند.

 

مطمئناً این موضوع برای بسیاری از افراد که فکر می کنند اسلام این گونه کارها را بر عهده زنان گذاشته است، بسیار عجیب خواهد بود؟

بله درست است. زمانی که ما درباره اسلام صحبت می کنیم، در واقع  درباره کتاب هایی که در عصر کنونی نوشته شده است، صحبت نمی شود بلکه استناد به احادیثی است که از ۱۴ قرن پیش وجود دارد. پیامبر(ص) همواره تلاش داشتند تا این بار را از روی دوش زنان بردارند. در جامعه کنونی غرب، حتی در حال حاضر، گاهی اوقات شنیده می شود که هم مرد و هم زن در بیرون از منزل کار می کنند و زمانی که به خانه برمی گردند، این زنان هستند که کارهای منزل از جمله آشپزی و نظافت را انجام می دهند. در اسلام انجام هیچ یک از این کارها وظیفه زن نیست. به عبارت دیگر بعد از ازدواج، زنان به جز تعهدی که در قبال رابطه زناشویی که جزءِ حقوق و وظایف متقابل زن و شوهر است، دارند، هیچ گونه تکلیفی بر آنها نیست. ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر زن هیچ گونه وظیفه ای در قبال نگهداری از منزل و فرزندان ندارد، مسئولیت انجام این کارها بر عهده کیست؟ جالب است اگر بگویم طبق اسلام، تمام این مسئولیت ها برعهده شوهر است. حتی بعد از تولد فرزند، این شوهر است که وظیفه نگهداری از کودک و تغذیه وی را از بدو تولد بر عهده دارد. او باید از فرزندان نگهداری و مراقبت کند.

 

چگونه یک مرد می تواند از کودک پرستاری کند؟ این مادر است که می تواند به کودک شیر دهد!

این سؤال بسیار مهم و کلیدی است. اسلام می داند که مرد نمی تواند مستقیماً تغدیه کودک را انجام دهد و به همین دلیل از او می خواهد در قبال انجام این گونه خدمات از همسرش قدردانی کند. برای مثال، وقتی مرد نمی تواند شخصاً کودک را تغدیه کند از همسرش خواهش می کند، دست او را می -بوسد و از او می خواهد که در این مورد به او کمک کند. اسلام می داند که زنان قلب مهربانی دارند و مطمئناً در برابر گریه فرزندشان بی تفاوت نمی باشند و مادر هرگز نخواهد گفت که من هیچ کاری انجام نمی دهم. اسلام افراد مهربان و دلسوز را که قلب مهربانی دارند، همواره تشویق می کند. آنچه اسلام انجام می دهد این است که مسئولیت انجام این کار ها را از روی دوش زنان برمی دارد تا آنان احساس نکنند که به تنهایی مجبور به انجام تمام این کارها هستند، در حالی که مردان آزادانه به تفریحات خود می پردازند.

اسلام از مردان می خواهد که نسبت به همسران خود قدرشناس باشند. زمانی که زن کاری را در خانه انجام می دهد شوهرش باید با گفتن این که «بسیار ممنونم که این کار را داوطلبانه انجام می دهی» از او تشکر کند. در جامعه شناسی مبحثی با عنوان کار اجباری یا کار بدون مزد وجود دارد که حدس می زنم مارکسیسم آن را مطرح کرده، بدین بیان که «ما شاهد کار بدون مزد زنان در خانه هستیم». در حالی که مردان با کار کردن در بیرون خانه پول بیشتری به دست می آورند ولی اگر طلاقی صورت بگیرد، این مردان هستند که تمام پول را برمی دارند و زنان دست خالی می مانند. به همین سبب مارکسیسم درباره موضوع کار بدون مزد زنان صحبت کرده است و طرفداران تفکر مارکسیستی تصوّر می کنند مسأله جدیدی را مطرح کرده اند. درحالی که اسلام قبلاً به این مقوله توجه نموده است. اسلام می گوید اگر زنی در خانه کار می کند، می تواند برای کاری که انجام می دهد از همسرش درخواست مزد کند. زن می تواند از شوهر خود بخواهد در ازای کارهایی که در خانه انجام می دهد، درآمد خود را با او تقسیم کند. و یا حتی از شوهر خود بخواهد که در ازای زمانی که صرف نگهداری و مراقبت از فرزند می کند مقدار مشخصی دستمزد به او بدهد. بنابراین اسلام قرن ها است که درباره کار بدون مزد زنان صحبت می کند و آن را تأیید نمی کند.

 

در همین راستا می بینیم که امروزه در بیشتر بحث ها و مناظرات خانوادگی یک نوع فضای رقابتی ایجاد شده است، یعنی به شکلی که هر کس حق خود را طلب می کند و دیگران نیز از ادای آن مضایقه دارند. لطفاً بفرمایید که اسلام از چه فضایی در داخل خانه حمایت می کند؟

کاری که اسلام انجام می دهد، عبارتست از: وضع قانون و قانونمند کردن مسأله. در این مورد اسلام اکیداً بیان می دارد که مرد حق ندارد انجام کارهای خانه را به همسر خود تحمیل کند و این موضوع بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از طرف دیگر اسلام سعی دارد یک محیط بسیار آرام و پر از مهر و عطوفت را ترویج کند و ضمن آن بخشش و محبّت و عشق را در رابطه بین زن و مرد تشویق می نماید. قرآن در سوره روم آیه ۲۱ می فرماید: «و یکی از نشانه های خداوند این است که  برای شما همسرانی از جنس خودتان آفرید تا در کنار آنها به آرامش برسید و بین شما مودت و مهربانی قرار داد، و در این کار نشانه هایی است برای آنانی که اهل فکر و اندیشه باشند». بنابراین بنیان خانواده بدون مهربانی و عطوفت و رحمت مطمئناً گسسته خواهد شد.

اسلام سعی دارد بگوید اگرچه نگهداری از خانه وظیفه زن نیست  ولی از لحاظ اخلاقی وظیفه داریم به همدیگر کمک کنیم. طبق موازین اسلام حتی اگر غریبه ای به کمک من احتیاج داشت من باید به او کمک کنم، چه برسد به شریک زندگی. باید یک فضای آرام و پر از مهر و عطوفت در خانواده برقرار باشد. زمانی که قران در آیه ۴۸ سوره مائده می فرماید: «در انجام کارهای خیر از هم سبقت بگیرید» به این معنی است که ـ برای مثال ـ هنگام آشپزی، مرد وزن باید در آماده نمودن غذا از هم پیشی بگیرند. همین حالت باید در زمان تمیز کردن منزل و شستن لباس ها نیز وجود داشته باشد و زن و مرد در انجام کارهای منزل از یکدیگر سبقت بگیرند. بنابراین باید در انجام کارهای منزل و کسب ثواب بیشتر از جانب خداوند مسابقه وجود داشته باشد. در فضای یک خانواده اسلامی، این حالت وجود ندارد که زن یک جا بنشیند و بگوید من به هیچ چیز دست نمی زنم، شما تمام کارها را انجام بده؛ من فقط شما را نگاه می کنم! این روشی نیست که اسلام افراد را تربیت کرده باشد. اسلام نمی خواهد انسان ها نسبت به محبت و نیاز دیگر افراد بی تفاوت باشند. فضایی که اسلام به دنبال آن است فضای رقابت برای انجام کار بیشتر و بهتر و کسب ثواب بیشتر است. در نتیجه در یک خانواده اسلامی، هر کس علاوه بر تکامل خود، سعی می کند که خدمت بیشتری نسبت به افراد خانواده انجام دهد.

 

دیدگاه اسلام نسبت به زنانی که در بیرون خانه کار می کنند چیست؟

به طور کلی در اسلام کار کردن برای زنان اجباری نیست. اسلام سعی دارد تا امنیت مالی برای زنان فراهم آورد. زنان نباید استرس کار کردن یا مسئولیت پرداخت قبوض ماهانه را داشته باشند. اسلام می خواهد که زنان احساس آرامش داشته باشند. زمانی که خانمی آرامش داشت می تواند این آرامش را به خانواده خود نیز منتقل کند و محیطی سرشار از آرامش، مهر و آسایش را به ارمغان آورد زیرا هدف از ازدواج، رسیدن به آرامش است. همان طور که در پاسخ سؤال قبلی یادآور شدم، قرآن کریم می فرماید که ازدواج به منظور فراهم آوردن آرامش است. بنابراین زن هیچ اجباری به کار کردن ندارد ولی اگر خودش بخواهد کار کند و حقوقش را با شوهرش تقسیم نماید، تصمیم با خودش است. بنابراین از دیدگاه فقه اسلامی، مرد باید کار کند و خانواده را تأمین نماید و اوست که باید مخارج همسر، فرزندان و والدین خود را بپردازد. ولی اگر زنی کار کند، می تواند درآمد خود را برای خودش نگه دارد.

 آیا به نظر جنابعالی درباره حقوق زن در اسلام نکات دیگری وجود دارد که ضرورت تبیین داشته باشد؟

در این جا لازم است به حق تحصیل زنان و دختران نیز اشاره شود. اسلام از ابتدا حق تحصیل را برای زنان به رسمیت شناخته است. از زمان حضرت محمد(ص) زنانی مانند حضرت فاطمه(س) بودند که ضمن پاسخ به سؤالات افراد، به آن ها نیز آموزش می دادند. حق مطالعه و یادگیری توسط اسلام مورد تأیید قرار گرفته است. حدیثی داریم از حضرت محمد(ص) که می فرماید: «به دنبال علم و دانش بودن، هم وظیفه مردان و هم زنان است» و یا در جای دیگر می فرماید: «از گهواره تا گور به دنبال علم و دانش باشید». در این جا پیامبر(ص)، زنان را مستثنی نکرده است. حتی در برخی موارد، تحصیل علم و دانش، هم برای مردان و هم برای زنان واجب است. مسلّماً این امر بستگی به نیازهای جامعه دارد.

برای مثال، اگر جامعه نیازمند به پزشک زن می باشد، بر زنانی که می توانند، واجب است که پزشک شوند. اگر خانمی جراح است و افرادی در بیمارستان به عمل جراحی نیاز دارند و از این نظر، زندگی آن ها در خطر است، او باید کار خود را انجام دهد. لذا می بینیم که حق تحصیل برای زنان ۱۴ قرن پیش توسط اسلام به اثبات رسیده است. بسیار جالب است که بدانیم در اروپا تا قرن نوزدهم زنان حق مطالعه نداشتند. حتی در کتاب مقدّس (Bible) ذکر شده است که اگر زنی سؤالی داشت فقط باید از شوهرش بپرسد زیرا این مرد است که در قالب تصویری از خدا خلق شده است نه زن. ولی در اسلام، حق زنان برای مطالعه کردن در ۱۴ قرن پیش به رسمیت شناخته شده است.

موضوع دیگری که قابل توجه است، حق زنان برای رأی دادن می باشد. اسلام از ابتدا به زنان حق رأی را داده است. برای مثال، در تاریخ اسلام به روشنی مطرح است، زمانی که پیامبر(ص) جانشین خود را منصوب فرمود، از همه ایمان آورندگان چه مرد و چه زن خواست تا با جانشین ایشان بیعت کنند. مردان با دست دادن با جانشین پیامبر(ص) بیعت کردند ولی از آن جا که طبق موازین اسلامی زنان نباید با مردان دست بدهند، در نتیجه کاسه آبی آوردند. در حالی که پیامبر(ص) دست خود را در آب قرار داد، زنان نیز به نشانه رأی مثبت و طرفداری از جانشین پیامبر(ص)، دست خود را در آب گذاشتند. این در حالی است که در اروپا و آمریکا، زنان تا قرن بیستم حق رأی نداشتند. در کانادا نیز زنان در سال ۱۹۱۸ حق رأی یافتند و در سال ۱۹۶۰ به زنان و مردان بومی حق رأی داده شد.

 

با تشکر از همیاری جنابعالی به لحاظ اطلاعات جالبی که ارائه فرمودید.

بخش اول