دینی
اسلام و نفی خشونت با رویکرد مبتنی بر جنسیت و خانواده- بخش اول
اسلام و نفی خشونت بخش ۲ | بخش ۳ مقدمه اسلام انسانها را ابتدا به کسب دو فضیلت «ایمان» و «عمل صالح» دعوت کرده و خواسته است که در مسیر زندگی خود، در دنیا به کسب ایمان و تقویت آن بپردازند و رفتارهای خویش را به نحوی شایسته انجام دهند. البته ایمان و عمل صالحی که اسل
HodaMagAdmin ·

اسلام و نفی خشونت
مقدمه
اسلام انسانها را ابتدا به کسب دو فضیلت «ایمان» و «عمل صالح» دعوت کرده و خواسته است که در مسیر زندگی خود، در دنیا به کسب ایمان و تقویت آن بپردازند و رفتارهای خویش را به نحوی شایسته انجام دهند. البته ایمان و عمل صالحی که اسلام به سوی آن فراخوانده است، دارای ویژگیهایی است که فرد بدون در نظر گرفتن آنها ارتقای وجودی نمی یابد.
از جمله این ویژگیها آن است که طبیعت ایمان و عمل صالح با خشونت سازگار نیست، زیرا ایمان به خدایی که در تفکر اسلامی عادل و یاور مظلوم است و به اندازه ذره ای ظلم نمیکند و نیز ایمان به معاد که آنان را به موجودی مسئول و پاسخگو در برابر اعمالش تبدیل میسازد و نتیجه اعمال بد و ناپسندش را میبیند، بی تردید مانع اعتقادی و درونی از بروز هر نوع ظلم و خشونت خواهد شد. عمل صالح نیز مانعی عملی است که انسان را از کارهای زشت و مورد غضب الهی باز میدارد.
در شماره های نخستین مجله با تمرکز بر روابط خانوادگی، به موضوع انطباق مسئله نفی خشونت با اصول اسلامی معاشرت با همسر پرداخته میشود. آیه ۲۱ سوره روم که خواستار مودت و رحمت در میان زوجین است و آیه ۱۹ سوره نساء که در آن مردان به «معاشرت به معروف» دستور اکید داده است، در اصل حاکم بر تمام گزاره های حقوقی و فقهی و وظایف زوجین نسبت به یکدیگر را معرفی می کنند؛ به طوری که هر چه با این دو دستور در تعارض باشد، علی القاعده خواست اسلام نبوده است.
نیز با ذکر مصادیق خشونت و استناد به آیات و روایاتی در زمینه حرمت و نکوهش انواع خشونت، اشاره میشود که برخی از انواع خشونتها در اسلام نه تنها مذمت شده که برای آن مجازاتی نیز در نظر گرفته شده است.
از طرح اصول مباشرت (روابط زناشویی) در این نوشتار نیز نتیجه گرفته میشود که نباید نزدیکی در فضای متجاوزانه باشد و نباید احساسات طرفین در جنین ارتباطی مخدوش و لکه دار گردد.
1- اصول معاشرت با همسر
گرامیداشت زن و احسان و محبت به او و رابطه دوستی متقابل و تفاهم و نیز گذشت و بردباری، چیز دیگری یافت نمی شود. نه تنها در معاشرت آن دو با هم به آیات قرآن و روایات دینی مراجعه شود جز سفارش به اکرام و بعد بر اساس معروف و صفات پسندیده باشد، بلکه در هنگام جدایی نیز باید به شکلی همراه با معروف و احسان از یکدیگر جدا شوند. اکنون به بررسی آیات و سپس روایات موجود در این زمینه پرداخته می شود:
آیات قرآن
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» از نشانه های او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفریده است تا با آنان آرامش بگیرید و نیز میان شما مودت و رحمت قرار داده است، همانا در آن برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی وجود دارد. در این آیه، چهار واژه کلیدی وجود دارد: سکون (آرامش)، مودت که ابراز محبت قلبی و نوعی محبت عملی است، رحمت و تفکر. این چهار واژه به گونه ای تنگاتنگ با یکدیگر ارتباط دارند، زیرا مودت از یکسو عامل سکون و آرامش در دو طرف و از سوی دیگر زمینه نزول رحمت الهی است و عقل و درایت، عامل استحکام و پایداری مودت و محبت است.
علامه محمدتقی جعفری در تفسیر مودت چنین می گوید: محبت و مودتی که خدا میان زن و مرد قرار داده است، یک حقیقت اختصاصی است که میان هیچ یک از آن دو و دیگر واقعیات امکانپذیر نیست. ممکن است علت اصلی این محبت و مودت مربوط به ضروری بودن تحقق بقای نسل آدمی باشد، که به مقتضای حکمت متعالی خداوندی به وجود آمده است. این کشش و جذبه شگفت انگیز را خداوند سبحان جزو آیات الهی معرفی نموده است. با نظر به منشاء اصلی این محبت و مودت، که یک امر ذاتی برای به راه انداختن جریان تناسل است، باید گفت از حوزه ارزش ها بیرون است، زیرا اگر هم، محبت مزبور تصاعدی داشته باشد بلاخره از یک عامل ضروری سرچشمه می گیرد و اختیار – که بدون آن - پدیده ها و فعالیت های بشری بهره ای از ارزش ندارند، در این مهر و مودت دخالتی ندارند و جریان خام و یک بعدی آن در همه جانداران وجود دارد. بنابراین، مهر و محبت و مودت عالی و تصعید یافته مرد به زن یا زن به مرد از موقعی شروع می شود که از مجرای ضرورت تناسل بالاتر رفته و به عنوان یک انسان دارای مزایای اخلاقی و فرهنگی بالا پذیرفته می شود.
برای آنکه یک نمود زیبا واقعاً موجب احساس لذت و انبساط باشد، لازم است که بتواند حقیقت یا حقایقی از واقعیت مطلوب هستی را تداعی کند. در نتیجه اگر در پشت پرده یک صورت زیبا - اگرچه در عالی ترین درجه زیبایی باشد - اختلالی در اعتدال مغزی یا روانی احساس شود، بدون تردید تأثیر آن زیبایی را در درون تماشاگر - از جهت لذت و انبساط - کاهش می دهد. اگر در زیباترین چشم های یک انسان، نگرش خودپسندی و یا توهین به تماشاگر احساس شود، قطعی است که درون چنین تماشاگری در برابر آن زیبایی، لذت و انبساط ناب و طبیعی پیدا نمی شود.
زیبایی یکی از عوامل مودت است. اما این زیبایی در بدایت امر ممکن است صرفاً همان زیبایی ظاهری باشد، ولی باید توجه داشت که زیبایی صورت پایدار نیست. زیرا با تکراری شدن و با مرور زمان جذابیت خود را از دست می دهد. اگر محبت به این گونه از زیبایی وابسته باشد، طبیعتاً با رفتن و تکراری شدن آن، محبت نیز رخت می بندد. پس عامل پایداری مودت، نشان دادن و دیدن زیبایی هایی دیگر از گونه صفات و رفتارهای اخلاقی است. دو عامل مهم برای تعمیق مودت و پایداری آن وجود دارد:
1- بهره گیری از عقل بدانگونه که برای درک روحیات یکدیگر و برقراری تعامل مثبت با هم از عقل بهره گیرند، زیرا برخورد عاقلانه مانع پیدایش خشونت ها و آسیبهاست. از سوی دیگر توصیه همیشگی عقل، گذشت و مدارا و عملی است که پشیمانی به بار نیاورد و سنجیده باشد: «التودّد نصف العقل: مودت و اظهار محبت نیمی از عقل است».
۲- سیرت و رفتار زیبا، انسان بنده احسان است. هنگامی که با او به نیکی برخورد شود جذب می شود و برخوردش نیز به مرور اصلاح می گردد. از برخی حکما نقل شده است: آن کسی که صورتی زیبا دارد، سعی کند سیرتش را نیز زیبا کند. زیرا سیرت زشت، صورت زیبایش را زشت و نفرت انگیز می نماید و آن که صورت زشت دارد، سیرتش را زیبا کند که زیبایی سیرت، زشتی صورتش را می پوشاند. پس آنگاه که مودت در بین طرفین برقرار شد زمینه برای نزول رحمت الهي فراهم می گردد؛ زیرا خدا می فرماید: «انّ رحمت الله قريب من المحسنین: رحمت من نزدیک به کسانی است که احسان می کنند». پس زندگی بهاری و بالنده ای برای آنان رقم خواهد خورد.
3- «و عاشروهن بالمعروف فإن كرهتموهن فعسى أن تكرهوا شیئا و يجعل الله فيه خيراً كثيراً، و با آنها (زنان) بر اساس معروف و خوبی معاشرت (زندگی) کنید و اگر نسبت به آنان کراهت و ناخوشایندی داشتید، چه بسا چیزی را ناخوش می دارید که خداوند در آن خیری بسیار قرار داده است».
این آیه اصلی ترین وظیفه مرد را نسبت به زن بیان می کند. آنچه در روایات از انواع معاشرت های نیک ذکر شده است، همگی زیر مجموعه این آیه هستند که در آن یک معیار اساسی برای سنجش تمام رفتارهای مرد نسبت به همسرش ارائه شده است، و آن معاشرت به معروف (خوبی و پسندیدگی) است. پس هرنوع آزار، خشونت، اهانت و انتقام مصداق مخالفت با این دستور الهی است. اما «معروف» چیست؟ یکی از مفسران چنین می گوید: معروف آن چیزی است که میان مردم شناخته شده (مورد پسند است) و شارع نیز از آنها نهی نکرده و آن بر اساس زمان ها و مکان ها و عادت ها تفاوت پیدا می کند.
دیگری می نویسد: معاشرت زیست با هم و یا تبادل حق است، حقوقی که بر مبنای معروف است. یعنی آنچه عقل فطری و سنت های تابعه اجتماع بپسندد و بشناسد. همان سان که زن باید وظایف و مسئولیت هایی را که ساختمان روحی و جسمی و عرف عمومی به او واگذارده، به خوبی انجام دهد، مرد هم به وظایف نگهداری و سرپرستی و آیین زندگی و آسایش او مکلف است، نه (به) استبداد و خشونت و تحمل کارهای بیش از مسئولیت. آنچه از روایات بر می آید این است که معروف، چیزی جز خیر، محبت، نیکی و گذشت نیست که دو طرف باید نسبت به یکدیگر داشته باشند. در یک کلام، آنچه پسندیده و مورد تحسین است. در ضمن، یکی از مولفه های معروف در روایات، منت نگذاشتن است. حضرت علی (ع) می فرماید: «ملاك المعروف ترک المنّ به؛ ملاک و میزان شایسته بودن یک عمل، ترک منت گذاشتن در آن است و نیز فرموده است «احی معروفك بامانته؛ كار معروف خود را با میراندن آن (به فراموشی سپردن آن) زنده نگاه دار (ارزش آن را حفظ کن).
همچنین روایت دیگری است که می فرماید: «هرگاه کار نیکی برای تو انجام شد آن را یاد کن، و اگر خودت کار نیکی کردی آن را فراموش کن»
2- معاشرت مرد با همسرش
الف) اکرام و گرامی داشت همسر
پیامبر (ص) فرمود: «من اتخذ زوجه فليكرمها؛ هر کس همسری انتخاب می کند پس باید او را اکرام کند». همچنین فرمود: «الا خيركم خيركم لنسائه و انا خيركم لنسائی، همانا بهترین شما بهترینتان نسبت به همسرانش است و من بهترين شما نسبت به همسرانم هستم». امام محمد باقر (ع) فرمود: «ان اکرمکم اشدكم اكراما لحلائلهم؛ گرامی ترین شما کسی است که شدیدترین اکرام و گرامیداشت را نسبت به همسران خود داشته باشد»، امام سجاد (ع) فرمود: «و اما حق الزوجه فان تعلم أن الله عزوجل جعلها لك سکنا و انسا فتعلم ان ذلك نعمة من الله عزوجل علیک فتكرمها و ترفق بها؛ و حق همسر آن است که بدانیم خدای عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده بس بدان او نعمتی از جانب خدا برای توست، پس گرامی اش بدار و با او به نرمی و ملاطفت رفتار کن». پیامبر (ص) فرمود: «جبرئیل همواره مرا درباره زنان سفارش می کرد، تا آنجا که گویی طلاق آنان حرام است». پیامبر (ص) فرمود: «برادرم جبرئیل همیشه در حق زنان به من سفارش می کرده تا آنجا که گمان کردم برای مرد جایز نیست حتی به همسرش اف بگوید». از روایات این بخش چنین برداشت می شود که تحقیر و اهانت به همسر در دین جایگاهی ندارد.
ب) رابطه نیکو
امام صادق (ع) فرمود: «رحم الله عبداً احسن فيما بينه و بين زوجته؛ خدا رحمت کند بنده ای را که میان خود و همسرش رابطه ای نیکو برقرار کند». همچنین فرمود: «دوست داشتن همسران از اخلاق پیامبران است». در روایت دیگری می فرمایند: «گمان نمی کنم فردی جنبه خیر بودن ایمانش افزایش یابد، مگر آن که محبتش به زنان افزوده شود». پیامبر (ص) فرمود: «این سخن مرد به همسرش که «دوستت دارم»، هیچ گاه از دلش بیرون نمی رود». نیز پیامبر (ص) در حدیث دیگری فرمود: «پس با آنان (زنان) شفقت و مهربانی کنید و دل هایشان را (از کینه و گرفتگی) پاک کنید تا با شما بمانند». همچنین فرمود: «زیباترین مردم از جهت ایمان، زیباترین آنها از جهت اخلاق و مهربان ترین آنها با خانواده اش است، و من مهربان ترین شما با خانواده هستم». امام محمد باقر (ع) فرمود: «چهار چیز است که اگر در کسی باشد، اسلام او کامل می شود، وفاداری به آنچه برای خدا بر خويش لازم دانسته است، راستگویی با مردم، شرم و حیا از چیزی که نزد خدا و نزد مردم زشت است، خوش اخلاقی با خانواده و مردم». این روایات نشان می دهد دشمنی و بد اخلاقی و آزار نسبت به همسر در نگاه اسلام وجود ندارد.
ج) مدارا، گذشت، صبر
در مواردی که همسر فرد با وی تفاهم ندارد، یا سر ناسازگاری و آزار می گذارد، پیشنهاد اسلام برخورد و واکنش ملایم مرد است. پیامبر (ع) در این باره فرمود: «من صبر على خلق امراه سيئة الخلق و احسنت في ذلك الأجر اعطاه الله تواب الشاکرین؛ هرکس که بر اخلاق زن بداخلاق، صبر کند و در آن پاداش الهی را در نظر داشته باشد، خداوند پاداش شکرگزاران را به وی عطا خواهد کرد». حضرت علی (ع) نیز فرمود: «فداروهن على كل حال و أحسنوا لهن المقال لعلهن یحسن الفعال، در هر حالی با آنان (زنان بد) مدارا کنید و گفتارتان را با آنان نیکو نمایید، شاید رفتارشان را زیبا و نیکو کنند». و همچنین توصیه شده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، همانا برخی از همسران شما و فرزندانتان، دشمن شما هستند، پس از آنها بر حذر باشید و اگر عفو و چشمپوشی کنید و بیامرزید [شان] همانا خداوند آمرزنده و مهربان است». راز این همه تأکید این است که فرد در چنین فضایی، با صبر و گذشت، هم آرامش بیشتری دارد و هم شخصیت اخلاقی و معنوی او شکوفاتر می شود، زیرا در شرایط سخت است که گوهر انسان ها محک می خورد. از طرفی، این روش ملایم و مهرانگیز بهترین روش در خوب شدن و تغییر رفتار همسر خواهد بود.
د) جزئیات و مصادیق اکرام و محبت به همسر
توسعه در انفاق:
علاوه بر تأمین معیشت همسر که در حد متعارف بر عهده مردان است، اسلام به توسعه و گشایش بر افراد خانواده در زمینه مادی سفارش کرده و آن را از مصادیق خوش اخلاقی دانسته است. البته تا آنجایی که به اسراف نینجامد؛ زیرا اسراف در منطق اسلامی نکوهیده و موجب بی برکتی است. خداوند در قرآن می فرماید: «لينفق ذو سعه من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّاه اتاه الله؛ باید کسی که دارای امکانات مادی است، از امکانات وسیع خویش انقاق کند و آن کس که روزی بر او تنگ شده، از آنچه خدا به او داده است انفاق کند». امام سجاد (ع) فرمود: «ان ارضاكم عند الله أسبغكم على عياله؛ همانا پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بر خانواده خود گشایش دهد و رفاه آنان را فراهم کند»، گشاده دستی از مصادیق گشاده رویی است و یکی از عوامل ایجاد کننده محبت به شمار می آید: «السّخاء يزرع المحبّة؛سخاوت بذر محبت می کارد». از سوی دیگر، به اهل خانه نیز توصیه شده است که اقتصاد و میانه روی پیشه کنند؛ زیرا حفظ حد وسط در تمام امور زندگی، که نه به سوی افراط گراید نه به سوی تفریط، همواره نزد شارع و خردمندان مطلوب و معقول است. در این شماره از مجله به همین جا اکتفا کرده و ادامه این مقاله را به شماره بعدی واگذار می کنیم.
دکتر محمد علی فقیهی