Toronto Cultural, Family and Health Magazine

مجله فرهنگی خانوادگی هدی تورنتو

دینی

پرسش و پاسخ با دکتر مصباح موسوی

 

چرا در اسلام فقط دو رنگ است و اعتدال نیست؟

نه ما این را قبول نداریم که همه مقولات اسلام یا سفید است یا سیاه. در اسلام، ما خاکستری هم داریم. بعضی جاها سفیدند. بعضی جاها سیاهند. بعضی جاها حرام اند، می شود سیاه. بعضی جاها سفیدند و حکم واجب یا مستحب دارند. بعضی موارد هم خاکستری اند می شوند حوزه مباحات.

در اسلام این طور نیست که همه چیز سخت باشد. راه دارد. مثلاً اسلام می گوید باید روزه بگیریم، ماه رمضان، بله یک برنامه منظمی است که باید انجام بدهیم. در انجام هر کار مهمی باید چنین نظمی را داشت و سختی آن را تحمل کرد که البته راه حل هم دارد. چنانچه می گوییم تابستان گرم است، نمی توانم روزه بگیرم! خوب خدا می گوید اشکالی ندارد، برو مسافرت. برو تا چند کیلومتری آنجا روزه ات را بخوره و برگرد بیا و اصلا برو مسافرت، در مسافرت روزه ات را بخور، بعداً روزه ات را بگیر. نماز واجب است، خوب است اول وقت بخوانم – هرچند بهتر است اول وقت خوانده شود – حالش را ندارم. خوب نیم ساعت دیگر بخوان، باز هم حالش را نداری! یک ساعت دیگر بخوان، دو … چهار ساعت دیگر بخوان! اگر بهنگام هم نبود، نبود. پس این طور نیست که دقیقاً همه چیز سیاه و یا سفید باشد. نه! خاکستری هم دارد. ما باید غذا بخوریم، بهتر است که آدم منظمی باشیم و غذا را سر وقت بخوریم. ممکن است آدم بی نظمی باشیم و هر وقت که شد غذا می خوریم. بالاخره باید غذا را خورد، چون باید این مواد غذایی به بدن برسد. در اسلام مبحثی وجود دارد به عنوان “اباحات”. يعنی خاکستری، یعنی انجام و عدم انجام آن در اختیار مردم است. برای مثال: در اسلام گفته می شود هم مردها و هم زن ها باید حجاب داشته باشند. البته حجاب مردها با زن ها فرق دارد. ممکن است خانمی بگوید من می خواهم رنگ سیاه بپوشم! خوب بپوش دیگری می گوید می خواهم سفید بپوشم؟ سفید بپوش می خواهم آبی بپوشم آبی بپوش. می خواهم نوع پاکستانی باشد، می خواهم نوع عربی باشد، می خواهم نوع ایرانی باشد، می خواهم نوع شامی باشد. هر نوعی که می خواهی می توانی انتخاب کنی. این عمل انتخاب، بخش خاکستری است. اصل، حجاب است که باید باشد، و شما می توانید هر نوع و رنگی که می خواهید انتخاب کنید. همه مواردی که در اسلام مطرح شده از انتظامی خاص برخوردار است. مثل نماز که در بخش سیاه یا سفید قرار می گیرد و دارای نظم و ترتیب خاصی است. برای مثال شماره تلفن را در نظر بگیرید، که اگر بخواهید با خانه برادرتان تماس بگیرید، شما باید ابتدا کد ۲-۳ رقمی آن منطقه را بگیرید و سپس شماره مورد نظرتان را وارد کنید. نماز نیز دارای کدهایی هست برای اتصال ما با خدا. اگر می خواهید تلفن بزنید با خدا صحبت کنید، اگر می خواهید با ماوراءالطبيعه ارتباط برقرار شود، فرمولش همین است. یعنی نماز را باید در چند رکعت، به این شکل و با این ترتیب بخوانید. بنابراین بخشی از احکام اسلام جنبه سیاه و سفید دارد. یعنی با نظم خاصی همراه است. بخش دیگری هم هست به نام اباحات که آن قدر سخت نیست و انسان اختیار دارد با سلیقه خود، با فرهنگ خود و یا به هر حال با شرایط خودش آن نوع را انتخاب کند.

 

آیا قرآن با اندیشه های جدید در تناقض است؟

اگر منظور از اندیشه های جدید علم و صنعت و تکنولوژیست، کجا با آن تناقض دارد؟ درحالیکه دانشمندانی هستند در همین دنیای حاضر که مسلمان شده اند، فقط به دلیل آیاتی که در قرآن راجع به مسائل علمی وجود دارد و در چهارده قرن پیش قابل پیش بینی و قابل درک نبوده است. اگر منظور سؤال این باشد که بعضی از اندیشه ها با قرآن تناقض دارند! چون کلی گویی نمی شود کرد، باید به موارد آن اشاره نمود. برای مثال، در مورد اعدام که می گویند چرا در اسلام حکم اعدام وجود دارد؟ این را اندیشه جدید نمی پذیرد.

اولاً: اگر کسی بخواهد با اسلام آشنا شود، نباید حکمی را از جایی بردارد و بگوید این به چه درد می خورد؟ چرا این طور است؟ زیرا رابطه احکام اسلام با هم یک رابطه ارگانیک است، نه رابطه مکانیکی و همه این ها به هم وابسته اند.

ثانياً: هیچ دینی به اندازه اسلام برای جان انسان ارزش قائل نیست چنانچه قرآن می فرماید: “من قتل نفساً بغير نفس أو فساد في الأرض فكانما قتل الناس جميعاً و من أحیاها فكانما أحيا الناس جميعاً”.

هر کس یک انسان را احیا کند، انگار همه بشریت را احیا کرده و هر کس یک انسان را بکشد، انگار همه بشریت را کشته است. و یا در آیه دیگر می فرماید، “و من يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فيها ..” هر کس یک انسان مؤمن را بکشد، جایش برای همیشه در جهنم جایش است. زیرا جان انسان در اسلام اهمیت بسیار دارد. از این رو وای بر کسانی که بخواهند دستشان را به خون دیگران دراز کنند! آدم کشی در اسلام توجیهی ندارد. خونریزی بزرگترین جنایتی است که از نظر اسلام واقع می شود. در اسلام کشتن آدمها به هیچ وجه قابل قبول و قابل توجیه نیست، به جز چند مورد که اسلام اعدام را می پذیرد. مثلاً اگر کسی عمداً انسان دیگری را بکشد، انسانی که عاقل، بالغ و سالم بوده است، فرض کنید خدای ناکرده کسانی وارد خانه ای شوند، زن و شوهری خوابیده اند، شوهر را کشته، نعوذباالله، به همسرش تجاوز کنند و بعد او را بکشند و یا همین طور رهایش کنند، اسلام درباره این گونه افراد جنایتکار قانونی دارد که اگر کسی، کسی را بکشد، بستگان آن مقتول این حق را دارند که یا دیه آن طرف را طلب کنند، یعنی خون بهایش را بخواهند، یا این که از قاضی و دادگاه بخواهند که چون از طرف ما، پدر ما را کشته یا همسر من را کشته است، ما هم تقاضا داریم که او را محکوم به اعدام کنند. البته بعضی می گویند اعدام غلط است. درحالیکه تا یکی دو قرن پیش تقریباً همه دنیا حکم اعدام را داشتند. آیا بنا بر گواه تاریخ، همه اشتباه کردند؟ اما در همین قرن حاضر باید دید چه کسانی مخالف اعدام هستند. آمریکایی ها را یا غيرآمریکایی ها؟ امروزه بسیاری آمریکا را مهد تمدن می دانند. در همین آمریکا، قوانین این ایالت با ایالت دیگر متفاوت است. در بعضی از ایالت ها حکم اعدام وجود ندارد، اما در بعضی دیگر می گویند حکم اعدام باید باشد. اگر در اسلام حکم اعدام وجود دارد، شرایطش آن قدر سخت است که به این سادگی ها امکان پذیر نیست که تحقق یابد. چون خونریزی مهمترین مسئله ایست که کسی مجاز نیست دستش به آن آلوده شود. اجمالاً لازم به ذکر است چنانچه برای مثال- کانادایی ها حکم اعدام را نمی پذیرند، آیا باید قرآن را کنار گذاشت؟ و بگوییم قرآن با علم جدید تناقض دارد؟ مقوله اعدام که علم و یا اندیشه جدیدی نیست، بدیهی است هر جا می تواند نظری متفاوت با این گونه احکام داشته باشد. در هر محیطی، منطقه ای و یا شرایط زمانی متفاوت در مورد این مسأله و سایر موضوعات، نظریه های مختلف وجود دارد. پس نمی توانیم بگوییم آنچه در قرآن هست با اندیشه جدید منافات دارد. هر چند که بعضی از اندیشه ها چنین است مثل مقوله همجنس گرایی که در تمام ادیان الهی مردود است. حالا اگر امروزه، بخواهند تبلیغش یا مطرحش کنند، مسلماً با اسلام و با قرآن و حتی سایر ادیان و مذاهب نیز مخالفت دارد؛ ولی معنایش این نیست که چون امروزه آن را می پذیرند، پس باید تفکری صحیح باشد.

معیار مسلمان بودن از نگاه قرآن می تواند گام های عملی وحدت و تقریب مذاهب را در جوامع اسلامی رشد دهد و از بذرهای تکفیر و بدبینی نسبت به یکدیگر پیشگیری کند. اگر امروزه فرقه تکفیری با نام اسلام اما عاری و خالی از محتوای آن در جامعه اسلامی و بلکه در جهان رشد کرده است چه بسا به دلیل عدم توجه به شناسایی معیار مسلمانی از نگاه قرآن و بی تفاوتی و عدم اهتمام مسلمانان در تبیین آن بوده است. لذا بی مسئولیتی و سکوت برخی از فرقه ها در برابر نشر اتهامات کفرآمیز آنها علیه مذهب شیعه مبتنی بر تکفیر آنها، تجاوز به آنها و کشتن آنها، موجب شده است که حوزه اندیشه تکفیری خود را به دیگر مذاهب بکشاند و هر فرقه ای غیر از خود را کافر و قتل او را واجب بداند. نتیجه آن که تفرقه و به تبع آن، شکست مسلمانان در جوامع اسلامی پدیدار می شود. از این رو اهمیت شناخت معیار مسلمانی و پرداختن به آن در عرصه های سیاسی، فرهنگی و خصوصاً در حوزه های آموزشی – در کتاب های درسی از دوره مقدماتی تا دانشگاه – در کشورهای اسلامی می تواند راهکار مناسبی در خشکاندن ریشه اختلافات و بسط وحدت اسلامی باشد.

 

آشنایی با اعتقادات مذاهب دیگر

یکی دیگر از عناصر وحدت، شناخت مذاهب از اعتقادات یکدیگر است. چنانچه پیروان مذاهب با اعتقادات یکدیگر آشنا باشند پذیرش هرگونه اتهام از قول یک مذهب علیه دیگری دشوار و احياناً غيرممکن می شود. آگاهی از منابع صحیح اعتقادی سایر مذاهب، می تواند بحران ها و چالش هایی که فرقه های اسلامی با آن مواجه اند را کاهش داده و کنترل کند. زیرا قدرت های سلطه جو همواره اتهامات غیرواقعی از قول یک مذهب را نسبت به دیگری جهت ناآرامی و ایجاد شکاف و تفرقه میان مذاهب انتشار می دهند تا با تحریک عواطف مذهبی آنان، مذاهب را علیه یکدیگر بشورانند و بدین وسیله سیطره خود را قوت ببخشند و به اهداف و منافع اقتصادی و سیاسی خود نائل آیند. (تفرقه بیانداز و حکومت کن.۳)

همچنین توجه به افزایش سطح آگاهی ها و شناخت از اعتقادات مذاهب گوناگون، نقش عمده ای را در حل منشأ بحران دیگری ایفا می کند. یعنی اتهامات و داوری هایی که از سوی عوام و یا متعصبان مغرض به پیروان دیگر مذاهب منتسب می شود و همگی ناشی از جهل، کم خردی و تعصب آنها است را از میان می رود. به عنوان نمونه در یکی از سفرهای حج، بنده به علت استفاده از مهر متهم به شرک و پرستش خاک شدم؛ در پاسخ به آنها، پس از توضیحات بسیار و به لطف خداوند با بهره گیری از ادله متقن ثابت کردم که اگر من سر بر خاک می گذارم، هیچ فرقی با شما که سر بر روی فرش می گذارید، ندارم. اگر پیشانی گزاردن بر خاک (مهر) شرک است بنابراین گذاشتن پیشانی بر فرش و یا … نیز شرک خواهد بود.4 هر دو خدا را پرستش می کنیم. مسلماً علم و آگاهی در این زمینه ها می تواند همواره مذاهب را از تنش و تفرقه حفظ کرده و آنها را از نفوذ و گسترش افکار نابخردانه عوام و مغرضان کم اندیش، پالایش دهد. جهت تحقق این امر ضروری به نظر می رسد که متفکران و اندیشمندان همه مذاهب اسلامی با ایجاد آگاهی از مشترکات دینی همواره نگرش پیروان مذهب خود را از داده های عوام و تاکتیک های قدرت های سلطه طلب جهان خوار مصون نگه دارند.

 

توجه به مشترکات بین مذاهب

«واعتصموا بحبل الله جميعا» طبق این آیه شریفه از همه مسلمانان دعوت می شود برای پیوستن و چنگ زدن به ریسمان الهی، اعتقاد به اصول دین (مشترکات اعتقادی) را پایه اتحاد و وحدت اجتماعی خود قرار دهند. توجه به اعتقادات مشترک بین مذاهب، فهم و درک آحاد جامعه اسلامی را مانند حلقه های زنجیر به هم پیوسته محکمی، در می آورد که امکان تفرقه و نفوذ در آن وجود نخواهد داشت، مگر آن که یکی از حلقه های زنجیر (ریسمان الهی) از این امر خارج شود. آنگاه زمینه های اختلاف و تفاق و سپس شکست و ضعف در جامعه اسلامی پدیدار می شود. همانطور که قرآن کریم می فرماید به ریسمان الهی همگی چنگ بزنید و از هر گونه تفرقه و پراکندگی بپرهیزید.5 تردیدی نیست که همه مذاهب اسلامی در اصول دین و بسیاری از احکام و فرامین دینی با هم اتفاق نظر دارند، موارد اختلاف در برابر مشترکات آنها بسیار خرد و اندک است. همه به توحید، عالم آخرت، نبوت انبیای الهی و نبوت ختمی مرتبت حضرت محمد (ص) و کتاب قرآن، نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، انفاق، کمک به ایتام، امر به معروف و نهی از منکر، حرام بودن شراب و گوشت خوک، زنا، دروغ، غیبت، تهمت و استفاده از گوشت حلال، حجاب، احسان و نیکی به والدین، همچنین در بسیاری از محرمات، واجبات و مستحبات با هم اشتراک دارند. پیوستن تمامی فرقه های اسلامی به ریسمان الهی است که جوامع پراکنده اسلامی را به امتی واحد تبدیل می سازد و آنها را به یک پیکره تبدیل می کند. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «مومنان در دوستی، رحمت و عطوفت به یکدیگر مانند اعضای یک پیکرند که هرگاه عضوی به درد آید دیگر اعضا نیز به درد می آیند» که در راستای همین سخن ارزشمند، سعدي شاعر گرانمایه ایران چنین می گوید؛ بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. به راستی ما پیروان مذاهب اسلامی نیز نسبت به یکدیگر مانند اعضای یک پیکره هستیم ولی آیا در صورت مظلوم بودن و یا متهم شدن یک فرقه و مذهب از ما مسلمانان، دیگر فرقه ها نیز دچار همان درد می شوند و پیکره کلی ما را به درد می آورد؟! ما تاکنون در کدامین مناسبات خود در برابر مظلوم بودن فرقه های دیگر با آنها هم درد بوده ایم؟! به عنوان نمونه در برابر تکفیر کردن تشیع، سایر مذاهب دیگر سکوت کردند تا اندک اندک این افراط گرایی به دیگر مذاهب نیز کشیده شد و وضعیت کنونی ناامنی را در جهان پدید آورد. به علاوه برای حل اختلافات موجود و تقریب فقه شیعه و یا فقه اهل سنت، علمای بزرگ شیعه همچون آیت الله بروجردی نیز تدابیر زیر را اندیشیده و برای آنها به تفصیل، راه حل هایی نیز ارائه داده اند:6

  • ریشه یابی مسائل اختلافی
  • طرح یکسان کردن حج
  • آگاهی دادن از فقه شیعه به فقهای اهل سنت
  • توجه به فقه متقارن
  • تقویت اخوت اسلامی

توصیه به محبت و شفقت و سبقت در نیکی کردن بین مومنان جزو آموزه های الهی پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) بوده و یکی از مصادیق بارز تقویت ارتباطات عاطفی میان مسلمانان، عقد اخوت و پیمان برادری است. برای مثال هنگامی که حضرت محمد (ص) وارد مدینه شدند، قراردادهایی بین گروه های مختلف ایجاد کردند که از جمله آن عقد اخوت بین هر یک از مهاجران و انصار بود و فرمودند: «انما المومنون اخوه»، مومنان همگی برادران یکدیگرند و سپس حضرت علی (ع) را برادر خود خواندند. تأکید قرآن بر رعایت حقوق یکدیگر و آموزه های پیامبر (ص) نیز در همین زمینه موجب شده که از انسان های غیرمتمدن آن روزگار که افتخارشان نزاع، جنگ و کشتن انسان های بی گناه و زنده به گور کردن آنها بود، انسان های نمونه ای تربیت شوند، به طوری که کینه و نفرت آنها به محبت، عطوفت و ایثار به یکدیگر تبدیل شد. خوش بینی، معیار آنچه که به خود می پسندی به دیگران هم بپسند و دیگر فضایل اخلاقی و وحدت را در میان آنها ایجاد کردند و بدین ترتیب بزگترین تمدن بشری در دنیا ایجاد شد که سالیان سال کشورهای غربی را نیز وامدار تمدن خود سازند. (دکتر مایکل هارت، یکی از بزرگترین دانشمندان یهودی که در کتابش می گوید: بزرگترین شخصیت جهان که بزرگترین تحول را در جهان بشری ایجاد کرد حضرت محمد (ص) است و بعد از آن حضرت عیسی7) این تحول بشری حاصل مهمترین دستاورد پیامبر اکرم (ص) در ایجاد تمدن بشری و وحدت میان مسلمانان بود. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه بزرگترین دستاورد حضرت محمد (ص) را ایجاد الفت و اتحاد میان مردم متفرق و پراکنده می داند.

شهید مرتضی مطهری نیز در رابطه با اهمیت اتحاد، وحدت و اخوت فرقه های اسلامی در عصر کنونی می گوید: «مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما، اتحاد و همبستگی ملل و فرق اسلامی را خصوصاً در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف در پی توسعه اختلافات کهن و اختراع اختلافات نوین است، از ضروری ترین نیازهای اسلامی می دانند. اساساً چنانکه می دانیم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی، سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است. قرآن و سنت و تاریخ اسلام گواه آن می باشد.»8

 

اهتمام به کسب و نشر فضائل اخلاقی

اهتمام به کسب و نشر فضائل اخلاقی یکی از مهمترین آموزه های اسلام است که در تقریب بین مذاهب و ممانعت از بروز اختلافات تأثیر ویژه ای دارد. جای بسی تأسف است که برخی از کارشناسان دینی و یا پیروان برخی از مذاهب را شاهدیم که در پاره ای از اوقات به پرداختن و نشر برخی از احکام مستحب و یا مکروه اهمیت ویژه قائل می شوند و جایگاه آنها را با واجبات و یا محرمات همسان می دانند و آنها را در اولویت تبلیغی خود قرار می دهند، اما به مسائل اخلاقی که یکی از مهمترین دلائل بعثت پیامبر اکرم (ص) بوده است و مهمترین تاثیر را بر شخصیت فرد و ساختار جامعه دارد، توجهی ندارند. در صورتی که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اِنّی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». یکی از مهمترین اهداف پیامبر اعظم (ص) به کمال رساندن سجایای اخلاقی و فضائل انسانی بوده است. این امر بسترساز به فعلیت رساندن ظرفیت های وجود آدمی است و با به نمایش گذاردن اوج زیبایی، رشد و تعالی روح الهی و مقام جانشینی خدا بر زمین، که بر انسان عرضه شده است، نشان می دهد که چگونه آن روح می تواند عروج کند و از فرشتگان کامل تر شود و زیبایی بی نهایت بیافریند، از این رو پیامبر اکرم (ص) خودشان در اجرای طرح و برنامه های انسان سازی (مکارم الاخلاق) الگوی تمام وارستگی ها و کمالات اخلاقی بودند و همین امر بسترساز رشد سریع اسلام و تمدن عظیم بشری شد. یکی از رموز موفقیت حضرت محمد (ص) در بنای وحدت و تمدن بشری همان فضائل اخلاقی ایشان بوده است. همانطور که خداوند در قرآن در آیه ۱۵۹ سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «به سبب رحمت خداست که تو با آنها اینچنین خوشخوی و مهربان هستی، اگر تندخو و سختدل میبودی از گرد تو پراکنده میشدند.»  یعنی اگر تمامی این دستورات الهی برقرار بود ولی پیامبر خشن و بد اخلاق بود مردم از دور او پر کنده می شدند.9 بر این اساس با تأسی به آموزه پیامبر اکرم (ص) می توانیم بسترساز وحدت جهان اسلام باشیم. بسیاری از دستورات اجتماعی اسلام که در هر موردی امر به وجوب یا استحباب دارد، نتیجه ایجاد همان الفت، محبت و وحدت میان مسلمانان بوده است، مانند: نماز جماعت، انفاق، نیکی به والدین، سلام کردن، فرونشاندن خشم، حسن معاشرت. همچنین اعمال و یا صفاتی که به عنوان حرام یا مکروه نهی شده (گناه)، برای جلوگیری از تفرقه و نزاع در میان مسلمانان بوده است؛ مانند خودخواهی، حسد، خودبرتربینی، سوء ظن، سخن چینی، دزدی، آزار، جدال، دروغ، غیبت که همه در کتب معتبر شیعه و سنی درج شده است.

 

پرهیز از اختلافات

خداوند تفاوت ها را یکی از نشانه های عظمت خود قرار داده است. در همه موارد حیات از جمله حیات آدمی، شاهد تفاوت هایی از قبیل رنگ، زبان، نژاد، دیدگاه و درجات فکری و عقلی آدمیان هستیم. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که همه مثل خودمان درک کنند و باورها و دیدگاهشان همسان باشد. «لا يكلف الله نفساً الا وسعها» بر این اساس در امور اعتقادی و اجتماعی مذاهب کنونی نیز نکته حائز اهمیت این است که اولاً تفاوت های فکری را منشاء قضاوت های منفی علیه دیگران قرار ندهیم، ثانیاً از مطرح کردن تفاوت های عقیدتی به نیت اختلاف بپرهیزیم، ثالثاً در نظر داشته باشیم که تلاش های علمی در تبیین واقعیت های تاریخی مذاهب، بر اساس اخوت و برادری اسلامی و پرهیز از اختلافات در عرصه های مختلف، در ایجاد وحدت و امنیت اجتماعی تاثیرگذار است. به عنوان نمونه کشورهای اروپایی که همواره یک قرن سرگرم جنگ و درگیریهای علیه یکدیگر بودند با پرهیز از اختلافات و عقد قراردادهایی مبتنی بر مشترکات خود توانستند به رشد و توسعه چشمگیر در زمینه های مختلف علمی- صنعتی دست یابند. ضمناً آرامش و صلح را در کشورهای خود ایجاد کنند و اکنون به عنوان اتحادیه اروپا مطرح شوند. امید است که کشورها و مذاهب اسلامی نیز به جای نزاع و درگیری، با توجه به مشترکات و اهمیت وحدت، به اقتدار و عزت پیشین خود بازگردند. زیرا تنها در سایه وحدت و تقریب بین مسلمانان و مذاهب اسلامی است که می توان به امنیت و عزت دست یافت. خداوند در قرآن کریم در سوره مبارکه انفال آیه ۴۶ می فرماید: «از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر به نزاع برمخیزید که ناتوان می شوید و مهابت و اقتدار شما از بین می رود. صبر پیشه کنید که خدا همراه صابران است.»10 بدیهی است که اختلاف و تفرقه باعث شکست می شود، بی آبرویی را به بار می آورد و عزت و اقتدار را از بین می برد.

 

افزایش تحمل و بردباری

افزایش تحمل و بردباری در برابر تفاوت های فکری و عقیدتی یکی از موارد تمدن بشری و نشانه بالا بودن سطح فرهنگی یک جامعه است. یکی از عوامل مهم وحدت شکن در تاریخ اسلام، مسأله عدم تحمل جمود فکری و تعصب می باشد. چالش های کنونی از قبیل افراط گرایی مذهبی، خشونت و ترور، تکفیر، اتهام توهین بر مقدسات و الگوهای یکدیگر همه نمادی از ناشکیبایی (intolerance) در جوامع اسلامی محسوب می شود، که همه آنها نیز برخاسته از وجود واقعیت تلخ عدم تحمل است و مصادیق آن یعنی جمود فکری، تنگ نظری و تعصب در عرصه مذهبی، فرهنگی و سیاسی می باشد. به عنوان مثال قرآن کریم در آیه ۱۷۰ سوره مبارکه بقره در مورد آزاد کردن اندیشه ها از قیود مصادیق عدم تحمل و جمود می فرماید: «و چون به آنان گفته شود، از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید؛ می گویند: نه، بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن يافته ایم، پیروی میکنیم آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی کردند و به راه صواب نمی رفتند باز هم درخور پیروی هستند؟»11 در این آیه خداوند متعال ایستایی (جمود) بر افکار و اندیشه های نادرست گذشتگان و عدم تحمل اندیشه و منطق نوین صحیح و پیروی کورکورانه از دیگران را از نشانه های عدم تعقل و جهل آدمی می داند و تحمل و بردباری و به تبع آن تعقل و فهم در برابر اندیشه های دیگران را تشویق می کند. خداوند در قرآن کریم در آیه ۱۷ و ۱۸ سوره مبارکه زمر در همین زمینه می فرماید: «آنان که از بندگی طاغوت اجتناب کرده و به سوی خدا باز می گردند آنان را مژده باد، پس بندگان مرا بشارت ده، همانهایی که به سخن گوش فرامیدهند و بهترین آن را پیروی می کنند؛ اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.12» بر این اساس تحمل و بردباری از ویژگی های مسلمانان است و اهتمام به آن ضروری به نظر می رسد. از این رو می توان با استفاده از راهکارهای ذیل میزان «بردباری» را در عرصه اندیشه و روابط اجتماعی افزایش داد:

الف) ایجاد فضای آزادی بیان اندیشه های دینی متفاوت مذاهب و نقد آنها

ب) بردباری در شنیدن افکار و اعتقادات آنها بدون پیش داوری و یا خودداری از داوری های ناصحیح در پذیرش حق

ج) گفتگو و بحث های علمی بر اساس محبت و احترام متقابل همانطور که حضرت علی (ع) سخن نرم گفتن را عبادت می دانستند. بسیاری از اندیشمندان و متفکران سنی و شیعه همانند دو دوست و برادر دینی همواره اندیشه های دینی خود را مورد تبادل و نقد قرار می دادند و هیچگاه باعث

تفرقه و دشمنی نمی شد.۱۳

ایجاد صلح و آشتی میان مؤمنان

احساس مسئولیت و پیگیری در برابر امور تفرقه آمیز افراط گرایی ها (Extremism) و اتهام پردازی ها که موجب بدبینی مذاهب به یکدیگر می شود. خداوند متعال در قرآن کریم در آیه ۹ سوره مبارکه حجرات می فرماید: «و اگر دو گروه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر باز یکی از آن دو بر دیگری تعدی کرد، [با آن گروهی] که تعدی میکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست می دارد.۱۴» و در آیه ۱۰ همین سوره می فرماید: «در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش برقرار کنید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید15».

با توجه به آیات و روایات دیگر، از منظر اسلام، احساس مسئولیت در حل منازعات و درگیریها بین مسلمانان بسیار تاکید شده است و فراوان در سیره پیامبراکرم (ص) و اهل بیت حضرت پیامبر (علیهم السلام) توصیه شده است. اما بر خلاف آن در جهان اسلام عدم اهتمام بر این امر از سوی برخی از آحاد مسلمان و یا مبلغان مذهبی کاملاً مشهود است. همین بی تفاوتی ها بسترساز پراکندگی، تجاوز و پرورش گروه های افراطی و ضعف ملل اسلامی و به تبع آن نفوذ و سیطره قدرت های خارجی شده است. حضرت محمد (صل على محمد و آل محمد) فرمود: می خواهید به شما عملی معرفی کنم که ثوابش از نماز، روزه و صدقه بیشتر باشد، گفتند: آری. فرمود: اصلاح میان مردم است و بدانید که فساد و انگیزه ایجاد تفرقه موجب هلاکت است16.

در پایان این مقاله، نتیجه می گیریم که ایجاد وحدت میان مذاهب اسلامی یکی از فرائض مهم مسلمانان است. و عزت، اقتدار و امنیت مسلمانان در گرو شناخت شالوده های وحدت و راهکارهای اجرایی آن است. در این راستا مسلمان مذاهب مختلف بایستی با تلاش پیگیر و عاشقانه در راه خدا به شناخت بیشتر عناصر وحدت و عملیاتی سازی آن همت گمارند که بدون تلاش و احساس مسؤولیت جمعی تحقق آن دشوار خواهد بود. خداوند در آیه ۱۱ سوره مبارکه رعد می فرماید: «… خداوند سرنوشت هيچ قومی را دگرگون نخواهد کرد مگر آنکه آن قوم خود را تغییر دهند….17»


  1. سوره مبارکه آل عمران، آیه 164: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ».
  2. سوره مبارکه النساء، آیه 94: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی سَبیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللّهِ مَغانِمُ کَثیرَةٌ کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُوا إِنَّ اللّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً»
  3. Now the truth emerges: how the US fueled the rise of Isis in Syria and Iraq, Seumas Milne
  4. شیعه بنا بر ادله متقن سر بر خاک گذاشتن را بر اساس سیره پیامبر (ص) ثابت می کند.
  5. سوره مبارکه آل عمران، آیه 103: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»
  6. وحدت و انسجام اسلامی از نگاه آیت الله بروجردی، محمد واعظ زاده خراسانی، پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدّس سرّه)
  7. مایکل هارت، the 100 a ranking of the most influential persons in history
  8. الغدیر و وحدت اسلامی، در یادنامه علامه امینی، شهید مرتضی مطهری.
  9. سوره مبارکه آل عمران، آیه 159: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ  فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»
  10. سوره مبارکه انفال، آیه 46: «وَأَطِیعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ‏»
  11. سوره مبارکه البقره، آیه 170: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ»
  12. سوره مبارکه الزمر، آیات 17 و 18: «وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ»
  13. بایستی با الگوگیری از کتاب المراجعات شیخ سلیم و شیخ شرف الدین آنها را سرمشق خود قرار دهیم که هیچ گاه اختلافات فکری و عقیدتی نتواند باعث تفرقه ما شود.
  14. سوره مبارکه الحجرات، آیه 9: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»
  15. سوره مبارکه الحجرات، آیه 10: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
  16. صحیح بخاری، ج 1، صفحه 12، سنین ابن داوود صفحه 50.
  17. سوره مبارکه رعد، آیه 11: «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا