اسلام و نفی خشونت با رویکرد مبتنی بر جنسیت و خانواده- بخش دوم

اصول معاشرت با همسر:
اسلام انسانها را ابتدا به کسب دو فضیلت “ایمان” و “عمل صالح” دعوت کرده و خواسته است که در مسیر زندگی خود، در دنیا به کسب ایمان و تقویت آن بپردازند و رفتارهای خویش را به نحوی شایسته انجام دهند. البته ایمان و عمل صالحی که اسلام به سوی آن فراخوانده است، دارای ویژگیهایی است که فرد بدون در نظر گرفتن آنها ارتقای وجودی نمییابد.
از جمله این ویژگیها آن است که طبیعت ایمان و عمل صالح با خشونت سازگار نیست. زیرا ایمان به خدایی که در تفکر اسلامی عادل و یاور مظلوم است و به اندازه ذرهای ظلم نمیکند و نیز ایمان به معاد که انسان را به موجودی مسئول و پاسخگو در برابر اعمالش تبدیل میسازد و نتیجه اعمال بد و ناپسندش را میبیند، بیتردید مانع اعتقادی و درونی از بروز هر نوع ظلم و خشونت خواهد شد. عمل صالح نیز مانعی عملی است که انسان را از کارهای زشت و مورد غضب الهی باز میدارد.
در شمارههای نخستین مجله با تمرکز بر روابط خانوادگی، به موضوع انطباق مسئله نفی خشونت با اصول اسلامی معاشرت با همسر پرداخته میشود. آیه ۲۱ سوره روم که خواستار مودّت و رحمت در میان زوجین است و آیه ۱۹ سوره نساء که در آن مردان به “معاشرت به معروف”دستور اکید داده است، دو اصل حاکم بر تمام گزارههای حقوقی و فقهی و وظایف زوجین نسبت به یگدیگر را معرفی می کنند؛ بهطوری که هر چه با این دو دستور در تعارض باشد، علیالقاعده خواست اسلام نبودهاست. نیز با ذکر مصادیق خشونت و استناد به آیات و روایاتی در زمینه حرمت و نکوهش انواع خشونت، اشاره میشود که برخی از انواع خشونتها در اسلام نه تنها مذمت شده که برای آن مجازاتی نیز در نظر گرفته شده است.
از طرح اصول معاشرت (روابط زناشویی) در این نوشتار نیز نتیجه گرفته میشود که نباید نزدیکی در فضای متجاوزانه باشد و نباید احساسات طرفین در چنین ارتباطی مخدوش و لکهدار گردد.
بخش دوم :
کمک مرد به همسرش در کارِ خانه
حضرت علی (ع) فرمود:
« روزی پیامبر (ص) به خانه ما آمد، در حالتی که فاطمه (س) کنار دیگ نشسته بود و من نیز مشغول پاک کردن عدس بودم. ایشان به من فرمود: ای ابوالحسن (ع) گفتم بلی ای رسول خدا(ص)، فرمود: گوش فرا ده. من نمی گویم، مگر آنچه پروردگارم فرمان داده باشد. هیچ مردی نیست که همسرش را در خانه خود یاری کند، مگر آن که به اندازه موهای بدنش عبادت یک سال که تمام روزهای آن را روزه و شب های آن را به عبادت مشغول باشد، برایش نوشته می شود.ای علی، کسی که از خدمت گزاری به همسرش سرباز نزند، بدون حساب وارد بهشت می شود. ای علی، خدمت به همسر کفاره گناهان کبیره و سبب خاموشی خشم الهی است ».
آراستن و نظافت
در اسلام به آراستگی و نظافت بسیار تاکید شده است و در خصوص زن و شوهر اهمیت و حساسیت بیشتری دارد. به این حدیث توجه کنید:شخصی می گوید: امام کاظم(ع) را دیدم که خضاب کرده بود (موی خود را رنگ کرده بود). گفتم: فدایت شوم. خضاب کرده ای؟! فرمود: «آری، آراستگی بر عفت زنان می افزاید و عفت زنان از آن رو کاهش یافته که شوهران آن ها به سر و روی خود نمی رسند». سپس فرمود: « آیا مایلی همسرت را در وضعیت نامناسبی از جهت نظافت و آراستگی ببینی؟» گفتم: نه. فرمود: « پس در مورد همسرت نیز این را نپسند ». آن گاه فرمود : « پاکیزگی، استفاده از بوی خوش، زدودن موهای اضافی و اهمیت دادن به رابطه جنسی با همسر، از اخلاق پیامبران است ».
شاد کردن دل همسر
پیامبر (ص) فرمود : « خدای تبارک و تعالی نسبت به زنان رئوف تر است . هرمردی که زنی را – که بر وی محرم است – شاد و مسرور کند، خدا در روز قیامت او را شاد خواهد کرد ».
سلام کردن هنگام ورود به خانه
سلام در اسلام نشانه محبت و نماد مسالمت و نفی خشونت است. سلام کردن مرد هنگام ورود به خانه از وظایف اوست و سبب وفور برکت در خانه می شود. لذا حضرت علی (ع) فرمود:
هرگاه یکی از شما وارد منزلش می شود، باید به خانواده خود سلام کند و بگوید: «اَسَّلَامُ عَلیِکُم» . اگر کسی در خانه نیست بگوید: «اَلسِّلِامُ عَلیَنَا مِن رَّبِنَا» (سلام از خدا بر ما) و سوره توحید را بخواند که فقر را از منزل می زداید.
پاداش نشستن در کنار همسر
متاسفانه گاهی برخی از مردان خیال می کنند پاداش بعضی از مستحبات از توجه به همسر و خانواده شان بیشتر است. پیامبر (ص) در این باره فرمود:نشستن مرد در کنار همسرش از اعتکاف در مسجد من محبوب تر است. خدای سبحان مکارم اخلاق را وسیله ارتباط بین خود و بندگانش قرار داده است. پس کافی است برای شما چنگ زدن به اخلاقی که که با خدا مرتبطتان می کند.
این حدیث زیبا در بیان این مطلب است که اگر همسر انسان غمگین و دلتنگ است، یا نیاز دارد که همسرش در کنارش باشد، پاداش آن از انجام برخی از امور مستحب بیشتر است؛ زیرا این کار مصداق معاشرت به معروف و محبت به همسر است و از وظایف شرعی مردان به شمار می آید. در صورتی که پرداختن به مستحبات الزامی نیست؛ حتی غذا در دهان همسر گذاشتن نیز دارای اجر و پاداش است.
تشکر و قدردانی
یکی از نکات حائز اهمیت، در زندگی خانوادگی، قدردانی از زحمات یکدیگر است. قدردانی زن از همسرش که برای تامین معاش می کوشد، بی تردید مایه دلگرمی و آرامش مرد خواهد بود. نیز سپاسگزاری مرد از همسرش که اسباب آرامش او را فراهم ساخته، فضای محبت و انس بیشتری را در خانه ایجاد می کند.
در روایات اسلامی، بر شکرگزاری از مخلوق تاکید شده است، تا آنجا که ناسپاسی از مخلوق با ناسپاسی از خالق یکسان قلمداد شده است:
«مَن لَم یَشکرِ اَلمُنعِمَ مِنَ المَخلوقِینَ لَم یَشکرِ اللهَ؛ هرکس انعام کننده از آفریدگان را شکر نگوید، خدا را شکر نگفته است ».
امام سجاد (ع) در این زمینه می فرماید: حق کسی که کار نیکی برای تو کرده، آن است که شکر او را به جا آوری و از کار نیکش یاد کنی و با او نیک سخن بگویی و در خلوت با خدا خالصانه دعایش کنی. اگر چنین کردی، شکر او را پنهان و آشکار نموده ای. آن گاه اگر توانستی، روزی پاسخ کار نیکش را بده .
به راستی اگر چنین فرهنگی در خانواده ها نهادینه گردد، زندگی انسان ها، بیش از پیش، شیرین و لذت بخش خواهد شد. سوغاتی و هدیه
پیامبر (ص) فرمود: « هر یک از شما به مسافرت می رود. هنگامی که به نزد خانواده اش می آید، برای آنان هدیه و چیز تازه ای بیاورد ».
روایت جامع در معاشرت
در اینجا شایسته است روایت جامعی در زمینه تحقق معاشرت به معروف ذکر شود:
« شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چیز بی نیاز نیست: سازگاری با او تا همراهی و علاقه او را به خود جلب کند؛ خوشخویی با او و دل ربودن از او با ظاهری آراسته و خوشایند در چشم او؛ توسعه در زندگی تا زندگی آسوده ای داشته باشد. زن نیز نسبت به همسر خود از سه چیز بی نیاز نیست: حفظ کردن خود از هرپلیدی تا دل شوهرش در هر شرایطی – خوشایند و ناخوشایند – نسبت به او اعتماد و اطمینان داشته باشد؛ به شوهر خود توجه ویژه داشته باشد تا اگر لغزشی از او سر زند به مهربانی با او برخورد نماید؛ اظهار عشق به شوهر با عشوه و دلربایی و آرایش خود آن گونه که مورد نظر شوهرش است ».
مشورت با زنان
مشورت در امور مربوط به زن و شوهر و به طور کلی امور خانوادگی از مصادیق معاشرت به معروف و اکرام همسر است. مشورت امری فارغ از جنسیت، نژاد و نظایر اینهاست؛ زیرا فلسفه مشورت آن است که خرد آدمی در صورتی که از حل مشکل یا جستن تدبیری ناتوان شد، از اندیشه و عقل دیگران استفاده کند. البته از برخی روایات چنین برمی آید که مشورت با زنان مورد نهی قرار گرفته است . در صورتی که با توجه به شرایط زمان و نیز تحلیل دقیق آیات و روایات، این مسئله کلیت ندارد؛ زیرا مشورت نکردن با زنان هنگامی خلاف « معاشرت به معروف» است و ایجاد مشکل می کند که در زمان یا عرف جامعه نوعی بی اعتنایی و اهانت به آنان قلمداد شود ،لذا لازم است با تفکیک دو امر به تحلیل مطلب بپردازیم: صفات مشاور؛ مورد مشورت
الف) صفات مشاور
مشاور باید فردی باشد که آگاهی لازم را در مورد مشورت داشته باشد، وگرنه مشورت با وی نمی تواند به انسان کمک کند. این آگاهی و عدم آن، گاه فردی است و گاه عمومی. مثلا در عرف جامعه ای، خصوصا در گذشته، زنان ممکن بود فاقد یک رشته آگاهی ها باشند، ولی چه بسا امروزه چنین نباشد؛ لذا در حدیثی که از مشورت نهی شده است، حکم نهی بدین صورت تخصیص خورده است: « مگر آن که کمال عقل او را تجربه کرده باشی ». پس در واقع، جنسیت سبب نهی نبوده است؛ همان گونه که برای مردان نیز قید «عقل» در روایت ذکر شده است. امام صادق (ع) فرمود:
« ما یَمنَعُ اَحَدَکُم اِذَا وَرَدَ عَلَیهِ مَا لَا قِبَلَ لَهُ بِهَ اَن یَستَشیرَ رَجُلاً عَاقِلاً لَهُ دِینٌ وَ وَرَعٌ؛ چه چیز شما را در زمانی که با مسئله تازه ای رو به رو می شوید، از مشورت با مرد عاقل دیندار و پارسا باز می دارد؟»
پس صرف مرد یا زن بودن در جواز مشورت و عدم آن دخالت ندارد، بلکه برخورداری از خرد و آگاهی برای مشورت دادن لازم است.
مشاور باید ویژگی های روانی خاصی داشته باشد، مانند آن که ترسو نباشد، حریص نباشد، یا فردی نباشد که اگر براساس نظر او عمل نشود، احساس ناراحتی کند؛ زیرا مشورت با اطاعت یکسان نیست. مشورت کسب نظر فردی است، ولی تصمیم گرفتن امری خارج از حوزه مشورت است. پس با چنین کسانی نمی توان مشورت کرد.
ب) مورد مشورت
برخی از موارد مشورت وجود دارد که لازم نیست با فرد خاصی درباره آن مشورت شود، ولی در برخی موارد لازم است، از جمله در مسائل مشترک زن و مرد و آنچه به امور زندگی آن ها مربوط است، مشورت امری ضروری می نماید. مواردی هم وجود دارد که زنان از مشورت با مردان، و مردان از مشورت با زنان بهره ای نمی برند. در برخی از موارد نیز که مشورت به اعمال سلیقه و حس زیبا شناختی نیاز دارد، شاید زنان نظر مردان را صائب ندانند. یا در موارد دلهره آمیز که با روحیه لطیف زنان سازگار نیست، نتوانند مورد مشورت قرار بگیرند؛ زیرا ممکن است نظر قاطعی ارائه ندهند. در حدیثی از حضرت علی (ع) ، علت نهی از مشورت با زنان « سستی در رای و ناپایداری در اراده و تصمیم» بیان شده است.
در گذشته شرایط غالب محیطی به گونه ای بوده است که بیشتر زنان مورد مشورت قرار نمی گرفتند، یا مورد مشورت به گونه ای بوده است که وضعیت عاطفی آن ها در تصمیم گیری دخالت داشته است؛ چرا که عاطفه نمی تواند در مشورت مورد ملاک قرار گیرد ( مانند جنگ).
اگر از میان منابع اسلامی به آیات قرآن مراجعه شود، موردی یافت نخواهد شد که از مشورت با زنان نهی شده باشد؛ بلکه موضوع مشورت با زنان در خصوص مسائل خانگی وجود دارد. در آیه ای راجع به «گرفتن کودک از شیر مادر» است، چنین می خوانیم:
« فَاِن اَرَادَ فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنهُما وش تَشِاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَیهِما ؛ اگر هر دوی آن ها ( پدر و مادر) گرفتن از شیر را با رضایت و مشورت خواستند، پس باکی بر آنان نیست ».
اما در روایات با دو دسته متفاوت روبرو هستیم:
یکم: روایات ناهیه: این دسته از روایات با قطع نظر از سند آن ها، به طور مطلق نهی نکرده اند، بلکه نهی آن ها مشروط و مقید است؛ خصوصا با توجه به روایت پیشین که از بحار الانوار نقل شد، روایات ناهیه تخصیص می خورند. لذا روایات یا به امور خانگی و زندگی مشترک ربطی ندارند، یا به محیط خاص آن زمان مربوط بوده اند. اگر در زنان ویژگی فکری (کمال عقل) و روانی ( قابلیت و استعداد) وجود داشته باشد، مانعی از مشورت نیست، بلکه ملاک اصلی دارا بودن صفات لازم مشورت است.
دوم: روایاتی که بر جواز مشورت با زن دلالت دارد: از جمله، روایتی است که پیامبر (ص) در صلح حدیبیه با ام السلمه مشورت می کند. هنگامی که پیامبر (ص) در روند اجرای مناسک حج به قربانی و تقصیر فرمان می دهد و کسی آن را عملی نمی کند، ام السلمه، همسر رسول خدا (ص) ، به ایشان می گوید: « ای رسول خدا، برخیز و خود عمل کن. مردم نیز از تو پیروی خواهند کرد». پیامبر(ص) نیز به گفته او ترتیب اثر داد.
هم چنین روایتی درباره ازدواج دختران و زنان است که امام صادق (ع) در این باره فرمود:
«تُستَآمَرُ البِکرُوَ غَیرُهَا وَ لَا تُنکحُ اِلَّا بِاَمرِها؛ دختران و زنان می بایست مورد مشورت قرار گیرند و جز با اذن آن ها نباید ازدواج صورت بگیرد ».
در کتب لغت، واژه «استئمار» به معنای مشاوره آمده است.
نیز از روایتی که می گوید: « المُومِنُ یَاکُل بِشَهوَهِ اَهلِهِ وَ المُنَافِقُ یَاکُل اَهلُهُ بِشَهوَتِهِ؛ مومن براساس میل خانواده اش {غذا} می خورد و خانواده منافق بر اساس میل او می خورند »، استفاده می شود که مومن نظر آنان را در امور زندگی جویا می شود و در اجرای آن ها می کوشد.
نتیجه آن که، روایاتی که از مشورت با زنان نهی می کند، برفرض صحت آن ها، شامل مورد خاصی می شود، و آن در جایی است که فرد مورد مشورت آگاهی لازم را ندارد. از طرف دیگر، مواردی وجود دارد که نه تنها جواز مشورت، بلکه ضرورت و حتمیت مشورت در آن تصریح شده است، مانند آیه ۲۳۳ سوره بقره و روایت مشورت با دختر در هنگام ازدواج. به طور کلی، اگر فرد مورد مشورت آگاهی لازم و درایت کافی را داشته باشد، می تواند مورد مشورت قرار بگیرد، چه زن باشد چه مرد.
بخش ۱ | ادامه این مطلب در بخش ۳




