Hoda Magazine

مجله هدی

آیا اسلام دین خشونت است ، یا مسیحیت؟

به نام خدا درسال‌های اخیر، به‌ ویژه در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، گاه تصویری از اسلام ارائه می ‌شود که آن را دینی مبتنی بر خشونت، شمشیر و جنگ معرفی می ‌کند؛ در مقابل، مسیحیت غالباً به عنوان آیینی سراسر محبت، صلح ومدارا به تصویرکشیده می ‌شود. تکرارچنین د

Dr. Mesbah Moosavi ·

آیا اسلام دین خشونت است ، یا مسیحیت؟

به نام خدا


       درسال‌های اخیر، به‌ ویژه در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، گاه تصویری از اسلام ارائه می ‌شود که آن را دینی مبتنی بر خشونت، شمشیر و جنگ معرفی می ‌کند؛ در مقابل،  مسیحیت غالباً به عنوان آیینی سراسر محبت، صلح ومدارا به تصویرکشیده می ‌شود. تکرارچنین داوری‌هایی، به‌ خصوص برای نسل جوانی که بخش مهمی از شناخت خود را از رسانه‌ها و فضای مجازی به دست می ‌آورد، پرسشی جدی‌ به بار آورده که این دو تصویر تا چه اندازه با منابع اصلی و واقعیت‌های تاریخی این ادیان سازگار است؟!

      از طرفی نیزحوادث تلخ سال‌های اخیر در ایران و دیگر نقاط جهان نیز بر شدت این بحث افزوده است. هنگامی که خشونت‌های سیاسی و اجتماعی با نام دین همراه می‌شود، مرز میان تعالیم یک دین و رفتار حکومت‌ ها، گروه‌ ها یا پیروان آن دین، گاه نادیده گرفته می‌ شود. در نتیجه، عملکرد اشخاص و حکومت‌ها به حساب اصل دین گذاشته می ‌شود؛ در حالی که داوری منصفانه درباره هر آیین، پیش از هرچیز، نیازمند مراجعه مستقیم به متون بنیادین، آموزه‌های اصیل وسیره شخصیت‌های محوری آن است.
      هدف این نوشتار دفاع احساسی از یک دین و محکوم ساختن دین دیگر نیست ؛ بلکه تلاشی است برای بررسی تطبیقی و مستند این پرسش: آیا می ‌توان اسلام را ذاتاً دین خشونت و مسیحیت را ذاتاً دین صلح دانست؟ برای پاسخ، باید از شعارها و برداشت‌ های گزینشی فاصله گرفت و قرآن، کتاب مقدس، سنت‌ های دینی و شواهد تاریخی را در بستر و زمینه خود مورد مطالعه قرار داد.
      در این میان، برخی برای اثبات خشونت در اسلام به گزارش‌هایی تاریخی استناد می‌ کنند؛ از جمله روایتی منقول در"صحیح بخاری" درباره مجازات گروهی از مرتدان به دست امام علی(ع). صرف‌ نظر از بررسی سند، متن و زمینه تاریخی این گزارش، باید توجه داشت که صحیح بخاری از منابع حدیثی اهل ‌سنت است و از دیدگاه حدیث‌ شناسی شیعه، روایات آن به صرف درج در این کتاب حجیّت و اعتبار قطعی ندارد. ازاین ‌رو، نسبت دادن چنین گزارشی به اندیشه و سیره امام علی(ع)، بدون بررسی انتقادی منابع و شواهد دیگر، از نظر علمی قابل دفاع نیست.

        شناخت شخصیت امام علی(ع) را باید در مجموعه گفتارها، نامه‌ها، رفتار سیاسی و سیره عملی او جست ‌وجو کرد؛ شخصیتی که در فرمان مشهور خود به مالک اشتر، درباره مردم می ‌فرماید:

  " فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ" ، مردم دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند، یا همانند تو در آفرینش و انسانیت.                         
این بیان، که در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه [1] آمده است، مبنایی مهم برای فهم نگرش امام علی(ع) به کرامت انسان، عدالت و حقوق مردم به شمار می‌ رود.
       اما برای داوری منصفانه، بررسی اسلام به تنهایی کافی نیست. همان معیاری را که در ارزیابی قرآن، روایات اسلامی و تاریخ مسلمانان به کار می ‌بریم ، باید درباره مسیحیت و یهودیت  نیز به کار گرفته شود. ازاین ‌رو در ادامه، با مراجعه مستقیم به کتاب مقدس (عهد قدیم و عهد جدید) آیاتی درباره محبت و صلح در کنار متونی که از جنگ ، مجازات و خشونت سخن می‌گویند، بررسی خواهد شد تا روشن شود آیا تقسیم ساده ادیان به "دین خشونت" و "دین محبت" با واقعیت متون مقدس و تاریخ ادیان سازگار است یا خیر! ؟

براین اساس، ضروری است که به طورمختصر، پیام های  مسیحیت با پیام های  اسلامی مقایسه گردد  تا پاسخی باشد بر آنهایی که مسیحیت را دین محبت و اسلام را دین خشونت می دانند ! 

   1- در انجیل مَتّی (عهد جدید) فصل 10، آیه 34 (Matthew,10:34) مسیح می فرماید :                       " گمان مبرید که آمده ام تا صلح به زمین بیاورم ؛ نیامده ام تا صلح بیاورم بلکه شمشیر آورده ام".      2-  در انجیل لوقا (عهد جدید) فصل 14، آیه 26 (Luke,14:26) مسیح می فرماید :                       " اگر کسی نزد من آید و از پدر و مادرو زن و فرزند و برادران و خواهران، حتی از جان خود نیز نفرت نداشته باشد، نمی تواند شاگرد من باشد".

 “If anyone comes to me and does not hate his own father and mother and wife and children and brothers and sisters, and even his own life; he cannot be my disciple”.            

3- در انجیل لوقا (عهد جدید) فصل 19، آیه 27 (Luke 19:27) مسیح می گوید :                         

"و اینک آن دشمنان مرا که نمی ‌خواستند بر ایشان حکومت کنم بدین‌جا بیاورید و در برابر من بکُشید.“‌

“But those enemies of mine who did not want me to be king over them—bring   them here and kill them in front of me”. 

 ما مسلمانان این دیدگاه مسیحیت را درباره حضرت عیسی (ع) قبول نداریم و معتقدیم که هدف بعثت  پیامبراسلام (ص) ادامه رسالات عیسی  مسیح، موسی  کلیم الله، ابراهیم  خلیل الله، نوح  شیخ -المرسلین، و آدم  ابوالبشربوده است ؛ یعنی : هدایت بشر به سوی توحید و یکتا پرستی، تزکیه  نفس، تهذیب و تکمیل ارزش های اخلاقی، برپایی قسط وعدالت اجتماعی،  مبارزه با جهل و خرافات در پرتو افزایش سطح علم  و آگاهی. چنانچه  خداوند در سوره  حدید، آیه 25 می فرماید : "  لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ " ، همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا "عدالت اجتماعی" را برقرار کنند.

در همین راستا، گزیده ای از رفتارهای حضرت علی (ع) را نیز می توان به عنوان نخستین پیشوای مسلمین بعد از پیامبر اکرم (ص) مطرح نمود؛ بدین ترتیب که به ایشان خبر دادند زنی یهودی توسط سربازان مسلمان مورد ایذاء و آزار قرارگرفته، خلخال از پایش درآورده و به سرقت برده اند. حضرت که بشدت متأثر و ناراحت شده بود، فرمود : " اگر مرد مسلمانی از این حادثه  ازغصه بمیرد، مورد ملامت نیست" [2] زیرا انسانی در قلمرو حکومت اسلامی مورد ظلم  و بی عدالتی قرار گرفته بود.

راستی اگر امام علی (ع) دراین زمان حضور داشت و از نزدیک شاهد بود که در فاجعه کشتار حدود 160 کودک محصل دبستانی و پیش دبستانی " شجره طیبه "  شهرستان میناب (هرمزگان) براثر حملات مرگبار هوایی آمریکا - اسرائیل ، چگونه کودکان توسط کنشگرانی که داعیه بشردوستی دارند، به خاک وخون کشیده و پَرپَرشدند، واکنش امام علی (ع) چگونه می بود؟! امامی که تحمل شنیدن ظلم به یک پیرزن یهودی را ندارد، دربرابر چنین فاجعه هولناک و دلخراشی، چه موضعی می گرفت؟

به هر حال با اندکی تأمل، درمی یابیم که دیدگاه تورات و انجیل رایج با دیدگاه قرآن حکیم کاملاً متفاوت است. متأسفانه علی رغم اینکه کتاب مقدس می گوید" با خشونت گردنها را بزنند "، ولی بازهم "اسلام" دین خشونت نامیده می شود و "مسیحیت" سرشار از مهر ومحبت  قلمداد می گردد! با نگاهی عالمانه و صادقانه برتاریخ اسلام در باب جنگ های پیامبر(ص) درمی یابیم  که هیچ کدام از آنها با حمله و تهاجم مسلمانان ، شروع نشده بود  بلکه همه آنها جنبه دفاعی داشتند ؛ برخلاف جنگ های مذهبی مسیحیان در قاره اروپا که به گواه تاریخ ، اعم از کارزارهای خارجی و درگیریهای داخلی، خون های زیادی ریخته شده و قربانیان بسیاری داشته است ؛ از جمله نمونه های زیر که  تأملاتی را نیز می طلبد :                                                      

* جنگ های مذهبی فرانسه (1562-1598 م.) عنوان دوره ای است از نبردهای داخلی که میان اکثریت کاتولیک ها و اقلیت پروتستان های کالونیست [3] موسوم  به هوگنوت ها [4] رخ داد. از مهم ترین وقایع این دوره " روز کشتار سنت بارتلمی" (St. Bartholomew’s Day Massacre) است که دراین واقعه هزاران نفر از پروتستان های فرانسه به دست کاتولیک ها کشته شدند [5].                                                   

* جنگ های اسمکالدیک [6] (1546-1555م.) مربوط به درگیری شدید امپراتوری مقدس روم با هدف سرکوب نظامی شاهزادگان پروتستان آلمانی.                                                                        

* جنگ های سی ساله (1618- 1548م.) به عنوان بزرکترین جنگ های مذهبی در اروپای مرکزی و امپراتوری مقدس روم که موجب جان باختن میلیون ها نفر انسان شد.    

* جنگ های داخلی انگلستان  ( سده های 16- 17م.) شامل نزاع های مذهبی و سیاسی میان سلطنت طلبان (کوالپِرها)  [طبقه سنتی جامعه ] و پارلمان گرایان (کله گردها)  [ مسیحیان تند رو، از جمله پیوریتن ها]   درمخالفت با کلیسای رسمی وحذف رسوم کاتولیک، که به اعدام پادشاه چارلزاول انجامید.                                                                                                                                                                                      

* جنگ های داخلی انگلستان [7]( سده های 16- 17م.) شامل نزاع های مذهبی و سیاسی میان سلطنت طلبان (کوالپِرها) [8] [طبقه سنتی جامعه ] و پارلمان گرایان (کله گردها) [9] [ مسیحیان تند رو، از جمله پیوریتن ها] [10] درمخالفت با کلیسای رسمی وحذف رسوم کاتولیک، که به اعدام پادشاه چارلزاول انجامید.                                                                                                                                              * جنگ اسقف ها [11] یا جنگ های داخلی مذهبی اسکاتلند (سده 17 م.) میان حامیان چارلزاول و کوونانترها (میثاق گرایان)[12] با هدف حفظ استقلال کلیسای اسکاتلند وحذف عنوان رهبری معنوی کلیسا از پادشاه، که به کشتار هزاران نفر انجامید.چنانچه سال 1660 م. را " دوران کشتار" [13]نامیده اند.

نظربه این که برخی از ایرانیان مقیم تورنتو با  تبعیت از این شبهه که "اسلام دین خشونت است ومسیحیت دین محبت" بدون آگاهی لازم به مسیحیت روی آورده اند، ضروری است  که مطالبی با استناد به  Bible (کتاب مقدس) مطرح شود  تا با  تبیین آنها ، شبهه  " اسلام دین خشونت است ومسیحیت دین محبت " رنگ باخته و آگاهی افزایش یابد.                                                                      کتاب مقدس دارای دو بخش اصلی است  که فراگیری و باوربه هر دو بخش اصلی کتاب مقدس ، اساس ایمان مسیحی می باشد :                                                                                                                      الف) عهد عتیق شامل 38 کتاب درباره بنی اسرائیل (Old Testament)                                           ب) عهد جدید  (New Testament)شامل 27 کتاب درباره مسیح و مواعظ او                                      به دیگرسخن، یک مسیحی باید هم به عهد جدید و هم  به عهد قدیم ایمان داشته باشد. براین اساس یک مسیحی نمی تواند بگوید که چون مسیحی است به کتاب تورات اعتقاد ندارد، زیرا باور به  هر دو بخش (تورات و انجیل) لازمه اعتقاد مسیحیت است.                        

مسلماً ما مسلمانان برای همه ادیان  آسمانی احترام قائل هستیم و میان هیچ یک ازپیامبران فرقی نمی گذاریم؛ چنانچه خداوند در آیه 285 سوره بقره می فرماید : " آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ". ولی براین باورهم هستیم که تورات و انجیل تحریف شده اند و آیاتی درآنها است که به هیچ وجه با عدالت الهی سازگار نیست و نمی تواند از کلام الهی باشد.                 

درهمین راستا به برخی دیگر از آیات کتاب مقدس جهت روشنگری در رویارویی و برخورد با موافقان شبهه مذکور [ اسلام دین خشونت است ومسیحیت دین محبت ]  اشاره می گردد :                             1- در کتاب اعداد (عهد عتیق) فصل31، آیات 17- 18 (Numbers 31:17-18) مسیح می فرماید : "پس الان همه پسرها را بکشید و همه زنان غیر باکره را بکشید. لیکن دخترانی را که مرد را نشناخته و با او همخواب نشده‌اند، برای خود زنده نگاه دارید ".                                                                   

 “Now therefore, kill every male among the little ones, and kill every woman who has known man by lying with him. But all the young girls who have not known man by lying with him keep alive for yourselves”.                                                   

2-  در کتاب حزقیال نبی ( عهد عتیق ) فصل 9، آیات 5 – 6 (Ezekiel 9:5-6)  فرمود:                                                                                                   " به دنبال او به  شهر برويد و هيچ كسی را زنده نگذاريد و به كسی رحم نكنيد. پير و جوان، دختر و زن و بچه، همه را از بين ببريد؛ ولی به كسانی كه بر روی پيشانیشان علامت هست، دست نزنيد. اين كار را از خانهٔ من شروع كنيد".

” Follow him through the city and kill, without showing pity or compassion. Slaughter the old men, the young men and women, the mothers and children, but do not touch anyone who has the mark. Begin at my sanctuary.”                                 

3- در کتاب اول سموئیل (عهد عتیق) فصل 15، آیه 3 (1 Samuel 15:3) خداوند از طریق سموئیل به شائول [14] بسیار شدید الحن دستور می دهد :                                                                        "حال برو و مردم عمالیق [15] را قتل عام کن. بر آنها رحم نکن، بلکه زن و مرد و طفل شیرخواره، گاو و گوسفند، شتر و الاغ، همه را نابود کن".

“Now go, attack the Amalekites and totally destroy all that belongs to them. Do not spare them; put to death men and women, children and infants, cattle and sheep, camels and donkeys”.   

4- در کتاب تثنیه (عهد عتیق) فصل 13، آیه 6 (Deuteronomy 13:6) که هشداری است در باب انحراف از راه خدا :  " اگر نزدیکترین خویشاوند یا صمیمی ‌ترین دوست شما، حتی برادر، پسر، دختر و یا همسرتان در گوش شما نجوا کند که بیا برویم  و این خدایان بیگانه را بپرستیم ، خدایانی که نه  شما آنها را می‌شناسید و نه اجدادتان، خدایان قوم هایی که اطراف سرزمین شما هستند، خواه نزدیک به شما خواه دور، به او گوش ندهید. پیشنهاد ناپسندش را برملا سازید و بر او رحم نکنید ، او را بکشید. دست خودتان باید اولین دستی باشد که او را سنگسار می ‌کند و بعد دستهای تمامی قوم اسرائیل. او را سنگسار کنید تا بمیرد، چون قصد داشته است شما را از خداوند، خدایتان که شما را ازمصر یعنی سرزمین بردگی بیرون آورد، دور کند".  

“If your very own brother, or your son or daughter, or the wife you love, or your closest friend secretly entices you, saying, Let us go and worship other gods (gods that neither you nor your ancestors have known, gods of the peoples around you, whether near or far, from one end of the land to the other), do not yield to them or listen to them. Show them no pity. Do not spare them or shield them. You must certainly put them to death. Your hand must be the first in putting them to death, and then the hands of all the people. Stone them to death, because they tried to turn you away from the Lord your God, who brought you out of Egypt, out of the land of slavery. Then all Israel will hear and be afraid, and no one among you will do such an evil thing again”                                                   

5- در کتاب تثنیه (عهد عتیق) فصل 20، آیه 16 (Deuteronomy 20:16) دستورات مربوط به جنگ است و می فرماید :                                                                                                 ”اما در شهرهای سرزمین کنعان، که خداوند خدایت به تو می‌ دهد، نباید به هیچ کسی رحم کنی و هیچ موجود زنده‌ای را زنده بگذاری".

        “But of the cities of these peoples which the LORD your God gives you as an inheritance, you shall let nothing that breathes remain alive, but you shall utterly destroy them”.

6- در انجیل لوقا (عهد جدید) فصل 19، آیه 27 (Luke 19:27) مسیح می گوید :                         

"و اینک آن دشمنان مرا که نمی ‌خواستند بر ایشان حکومت کنم بدین‌جا بیاورید و در برابر من بکُشید.“‌

“But those enemies of mine who did not want me to be king over them—bring   them here and kill them in front of me”. 

* اصول اخلاقی جنگ در قرآن و سیره پیامبر اسلام (ص)
       برخلاف برداشت‌ هایی که اسلام را دینی مبتنی بر خشونت معرفی می ‌کنند ، قرآن کریم حتی در شرایط جنگی نیزاصول و محدودیت‌های اخلاقی روشنی برای رفتار با دشمن تعیین کرده است. جنگ در منطق قرآن، مجوزی برای خشونت بی‌ حد وحصر، انتقام‌ جویی یا تعرض به انسان‌های بی‌ گناه نیست ؛ بلکه حتی درمیدان نبرد نیز رعایت حدود اخلاقی وانسانی الزامی است. خداوند می‌ فرماید: " وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ"[ بقره : 190]، در راه خدا با کسانی بجنگید که با شما می‌جنگند، اما از حدود تجاوز نکنید زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی ‌دارد.
تعبیر " الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ " توجه را به  کسانی معطوف می‌ کند که در جنگ و درگیری مشارکت دارند ،   و فرمان " وَلَا تَعْتَدُوا " اصل مهم دیگری را بیان می‌ کند؛ حتی در جنگ نیز تجاوز از حدود انسانی و اخلاقی جایز نیست.
        این اصل قرآنی درسیره پیامبراسلام (ص) نیز به ‌روشنی مشاهده می ‌شود. چنانچه درمنابع معتبر حدیثی و فقهی شیعه [16] به نقل از امام صادق (ع) ، روایت شده است که در یکی از جنگ‌ ها زنی کشته شده بود و پیامبر اکرم (ص) با مشاهده این صحنه ، کشتن زنان و کودکان را ممنوع اعلام کرد :     "كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا أَرَادَ أَنْ يَبْعَثَ سَرِيَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ يَقُولُ: سِيرُوا بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَعَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، لَا تَغُلُّوا وَلَا تَمْثُلُوا وَلَا تَغْدِرُوا وَلَا تَقْتُلُوا شَيْخاً فَانِياً وَلَا صَبِيّاً وَلَا امْرَأَةً..." " سیره رسول خدا (ص) این بود که هرگاه می ‌خواست سپاهی را اعزام کند، آنان را فرا می‌ خواند ودر برابرخود می ‌نشاند ومی‌ فرمود: به نام خدا، با یاری خدا، در راه خدا و برآیین رسول خدا حرکت کنید؛ خیانت نکنید،[پیکر مردگان را] مثله و تکه ‌تکه نکنید، پیمان‌شکنی نکنید، و پیرمردان فرتوت، کودکان و زنان را نکشید..."                                                                                                این روایت نشان می‌دهد که میان افراد درگیر در جنگ و کسانی که مستقیماً در مخاصمه شرکت ندارند، تمایزی اساسی وجود دارد. مفسران مسلمان نیز در تبیین فرمان "وَلَا تَعْتَدُوا " مصادیق متعددی از تجاوز در جنگ را برشمرده ‌اند.

بر این اساس، از جمله رفتارهایی را که با اصول اخلاقی جنگ در اسلام ناسازگار شمرده شده ‌است، می ‌توان به موارد زیر اشاره کرد :                                                                           * کشتن کودکان؛
* کشتن زنانِ غیرمشارکت ‌کننده در جنگ؛
* کشتن سالخوردگان و دیگر افراد غیرمقاتل (غیر نظامیان و کسانی که درجنگ شرکت ندارند)؛
* تعرض به راهبان و اهل عبادت که در جنگ مشارکت ندارند؛
* مثله‌کردن اجساد کشته‌ شدگان؛
* تخریب و سوزاندن بی‌دلیل درختان ومزارع و منابع طبیعی؛
* کشتن حیوانات بدون ضرورت و مصلحت مشروع؛                                                                    * کشتن کشاورزان و کارگران؛                                                                                         * آتش زدن شهرها و مسموم کردن آب ها؛                                                                                * حمله  و تعرض به زخمی ها؛                                                                                   * تیراندازی از پشت سر کسی که از میدان نبرد خارج و دور شده است.

       ازاین‌ رو، اصل "عدم تجاوز" در قرآن را می ‌توان یکی از پایه‌ های مهم اخلاق جنگ در اسلام دانست؛ اصلی که حتی در شدید ترین شرایطِ  درگیری، برای رفتار انسان مرز اخلاقی تعیین می‌ کند. دشمنی و جنگ، از منظر این آموزه‌ها، مجوزی برای کنارگذاشتن حرمت انسان، تعرض به غیرمقاتلان یا تخریب بی ‌دلیل محیط زندگی نیست.

حضرت علی (ع) در جریان جنگ های داخلی (جمل، صفین، نهروان) فرمود که "حق ندارید با مخالفان رفتار بد کنید و آنها را بکشید". زیرا حضرت  به آزادی اندیشه مخالفان تا زمانی که توطئه ای نکرده اند، عقیده داشت. چنانچه خطاب به "مالک اشتر" می فرماید : " نخستین داوری خداوند سبحان در دادگاه قیامت در مورد خون هایی است که به ناحق ریخته اند" [17].

* نتیجه‌ گیری:

آیات قرآن، سیره پیامبراکرم (ص) و شواهد تاریخی مرتبط نشان می‌ دهد که نسبت دادن خشونت ذاتی به اسلام با آموزه‌های بنیادی این دین سازگار نیست. قرآن کریم، جنگ را تنها در چهارچوب دفاع در برابر تجاوز و حمایت از مظلومان  روا می ‌داند و حتی در همان چهارچوب  نیز با فرمان صریح "وَلَا تَعْتَدُوا" هرگونه تعدی، انتقام‌ جویی، کشتار غیرنظامیان و تخریب بی ‌دلیل را ممنوع می ‌شمارد. در مقابل، مطالعه متون کتاب مقدس بیانگر وجود فرمان‌ها یا گزارش‌هایی از جنگ‌ ها و کشتارهای گسترده است که از نظر دامنه و ماهیت با محدودیت‌های اخلاقی مقرر در قرآن، تفاوتی آشکار دارد. از این رو، شواهد بررسی ‌شده دراین مقاله، ازاین برداشت پشتیبانی می‌ کند که اسلام درمتن وسیره، برخویشتنداری، تعهد، و کرامت انسان تأکید دارد و تصویرسازی آن به ‌عنوان دین خشونت با داده‌های متنی و تاریخی همخوان نیست.

* با اغتنام فرصت، مناسب می ‌دانم این نوشتار را با خاطره‌ای که یکی از بانوان محقق مسلمان ساکن تورنتو نقل کرد، به پایان برسانم. ایشان می ‌گفت: چند سال پیش پس از پایان یکی از نشست‌های علمی دانشگاه تورنتو، هنگام ترک سالن، بانویی با شتاب به او نزدیک شده و گفته است: "من هم روزی مانند شما بودم". ایشان از این سخن شگفت ‌زده شده و پرسیده بود: "منظورتان چیست؟ مگر شما درباره من چه می ‌دانید که می ‌گویید مانند من بوده‌اید"؟ آن بانو پاسخ داده بود: "روزی حجاب داشتم و خود را مسلمان می‌ دانستم، اما اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که مسیحیت دین حق است و حجاب را کنار گذاشته و مسیحی شده‌ام". آن پژوهشگر مسلمان در پاسخ به او گفته بود : " شما نه اسلام را به درستی شناخته ‌اید و نه مسیحیت را.  من پیش از آنکه اسلام را برگزینم، اسلام، مسیحیت، یهودیت، آیین زرتشت و دیگر مکاتب را مطالعه و مقایسه کردم و آنگاه اسلام را انتخاب نمودم. اگر کسی بخواهد دینی را ترک کند یا آیینی را بپذیرد، نخست باید هر دو را با مطالعه ‌ای دقیق، منصفانه و بر اساس منابع اصیل بشناسد، نه آنکه تحت تأثیر تبلیغات تصمیم بگیرد".

 ذکر این خاطره از آن جهت اهمیت دارد که نشان می ‌دهد در موارد متعدد رویگردانی از اسلام نه بر پایه شناختی عالمانه و پژوهشی مستند، بلکه در اثر تبلیغات، اطلاعات نا درست و برداشت‌ های سطحی صورت می‌ گیرد. از این رو هر گونه داوری درباره اسلام، همچون هر مکتب فکری دیگری، تنها زمانی از اعتبار علمی برخوردار است که بر مطالعه مستقیم منابع معتبر و پژوهشی منصفانه استوار باشد.

*****


1. در همین راستا کتاب منشور حکومت و اساسنامه حقوق بشر از دیدگاه امام علی (ع) مبتنی بر نامه 53 نهج البلاغه تألیف دکتر سید محمد کاظم مصباح موسوی در سال 2022 – تورنتو چاپ ومنتشر شده است. درحال حاضر، علاوه بر نسخه چاپی – کاغذی کتاب ، نسخه دیجیتال این اثرنیز در وب سایت مرکز ایرانی اسلامی امام علی (ع) و مجله هدی نیز قابل بازیابی است :

 https://imamali.ca/fa/home     و    https://imamali.ca/fa/home

2. نهج البلاغه . خطبه 27 [خطبه جهاد] .

[3] . Calvinist

[4] . Huguenots

5. سَنت بارتلمی یکی از حواریون عیسی مسیح بود که  بزرگداشت وی در تاریخ مسیحیان 24 اوت 1572 می باشد. این واقعه به مناسبت همزمانی با تاریخ مذکور، " روز کشتار سنت بارتلمی " نامیده شده است.       

[6] . Schmalkaldic wars

[7] . English civil war

[8] . Cavaliers

[9] . Round heads

[10] . Puritans

[11] . Bishops’ war

[12] . Covenanters

[13] . Killing Times

14. شائول ( طالوت در منابع اسلامی) نخستین پادشاه اسرائیل ، از قبیله بنیامین یکی از 12 قبیله بنی اسرائیل بود.

15. ازعمالیقیان به عنوان یک قبیله باستانی و کوچ نشین در کتاب مقدس  نام برده شده است که دشمن سرسخت بنی اسرانیل بودند.

16. محمد بن یعقوب کلینی. اصول کافی [ الکافی] . ج 5، حدیث ش 2. نیز نگاه کنید به : کتاب تهذیب الاحکام  (شیخ طوسی) ج 6  و

      وسایل الشیعه (شیخ حرّ عاملی) ج 15.

17. نهج البلاغه. نامه 53، بخش 25 : حرمت خون انسان ها.