شناسایی عوامل مؤثر در شکل گیری رفتارهای بهنجار دانش آموزان درشرایط زیستی نابهنجار

| این مقاله گزیده ای است کوتاه از پایان نامه کارشناسی ارشد خانم مریم معینی محولاتی در رشته بهسازی و منابع انسانی. ایشان در حال حاضر، مدرس درس تفکر و سبک زندگی در آموزش و پرورش مشهد -استان خراسان رضوی – می باشد. |
چکیده:
در این تحقیق، عواملی که بر شکل گیری رفتارهای بهنجار در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول نقش داشتند (علی رغم داشتن شرایط نامطلوب ونابهنجار زیستی) مورد بررسی قرار گرفته است. نوع تحقیق با توجه به ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، توسعه ای[1] می باشد که از رویکرد کیفی و به شیوه پدیدار نگاری بهره برده است. جامعه هدف پژوهش ما، کلیه دانش آموزانی هستند که در سه واحد آموزشی علمی، علی رغم قرار گرفتن در بستر زندگی پر خطر، در عین حال رفتارهای بهنجار از آنها سر می زند. نمونه جامعه هدف ، به طور موردی 3 دانش آموز انتخاب شدند که در شرایط مورد نظر قرار داشتند. ابزار گردآوری، اطلاعات مصاحبه ای است شامل: سؤالات کاملا ساختار نایافته با استفاده از تکنیک اطلاعات کلیدی و کدگزاری باز و بسته و نیز استفاده ازمصاحبه های گذشته نگرانه با دانش آموزان بوده است. مسئله مورد نظر از چهار بعد خانوادگی، اعتقادی، برنامه درسی و روانشناسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. دربعد روانشناسی جهت تحلیل داده ها ازمدل تحولی- تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط) [2](DIR گرینسپن[3]، رشد شناختی پیاژه[4] و نظریه رشد اجتماعی ویگوتسکی[5] استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد دانش آموزان با استفاده از رشد قابلیت های مطرح در نظریه گرینسپن (که بالقوه در وجود همه انسان ها وجود دارد) تحت تأثیر حامیان تربیتی خویش، آنها را به بروز و ظهور رسانده، هویت خویش را بازیافته اند و با استفاده از رشد و تحول فکری خود و تشخیص مسیر درست، از رفتن به حیطه نابهنجار خودداری کرده اند. از نتایج این تحقیق می توان، از نقش برنامه درسی رسمی، ضمنی و پنهان تایلر[6] ، سبک تربیتی حامیان ، زبان و گفتار اجتماعی ، قدرت خلاقیت و تخیل، و نیز تأثیر دشواری ها و چالش ها بر نیروی اراده و تصمیم گیری انسان ها (نظریه اسناد) نام برد.
واژه های کلیدی: رفتارهای بهنجار، رفتارهای نابهنجار، شکل گیری رفتار، شرایط زیستی نا بهنجار
مقدمه:
از دیر باز گروه های انسانی جهت هم زیستی با یکدیگر و رفع نیاز های خویش، اصول و قوانین تربیتی ایجاد کرده اند. با توجه به اهمیت نوع پژوهش، به نظر ضروری می رسید که با تغییر زاویه دید به مسائل تربیتی، در پی شناسایی سوژه هایی برآییم که مخالف موج دریا شنا می کنند و آن وجود نمونه هایی هرچند کمیاب اما بسیار ارزشمند و توجه بر انگیز دانش آموزان و نوجوانانی است که علی رغم داشتن شرایط نابهنجار خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و بهم ریختگی و نابسامانی محل سکونت، دارای شحصیتی هنجارگونه هستند. .هدف این مطالعه به شکل توصیفی و موردی، شناسایی عوامل پیدا و پنهانی است که در شکل گیری رفتارهای بهنجار (در شرایط سخت) مؤثر ند. شاید به کار بردن اصطلاح مهندسی معکوس در انجام این پژوهش به عنوان یک شیوه پژوهشی چندان نامناسب به نظر نیاید . در این پژوهش گرچه مبانی نظری کمّی در این راستا یافت شد اما می توان از یافته های نظریات مثبت نگر و واقعیت درمانی گلسر[7]، نظریه تحولی و هیجانی کارکردی گرینسپن و نظریه معنا درمانی فرانکل [8] که انطباق بیشتری با این نوع پژوهش ها دارند، سود جست . امید است که این تلاش هر چند اندک، فتح بابی باشد در جهت گسترش این گونه مطالعات که نتایج آن، کشف الگوهای شایسته و در عین حال نادیده، و پی بردن به توانایی هایی که بالقوه در قدرت انتخاب و ارده انسان ها نهفته است، می باشد. لذا با توجه به اهمیت موضوع و با عنایت به دغدغه و انگیزه نگارنده مبتنی بر هدف کشف و شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد هنجارهای رفتاری دانش آموزان و پیش گیری از شکل گیری ناهنجاری های رفتاری در آنها، پژوهش حاضر انجام گرفت. در جریان انجام این تحقیق، این مسئله جلب توجه نمود که چرا برخی از دانش آموزان با وجود شرایط نامساعد ، نا بهنجار نمی شوند و یا اساساً چه عواملی در عدم ورود نوجوانان در حیطه نابهنجاری نقش دارند؟ و به طور بنیادین به شناسایی ابعاد این مسئله پرداخته می شود که چه عواملی موجب شکل گیری رفتارهای بهنجار ) در شرایط به شدت نابهنجار) در نوجوانان شده ، مانند سپری از آنان محافظت کرده و اجازه نمی دهد که آنان برچسب قانون شکن و نایهنجار را تجربه کنند.
مبانی نظری :
تحلیل نظریه ها، مدل ها و مفاهیم مورد استناد در این پژوهش که عبارتند از :
1- نظریه تحولی– تفاوت های فردی مبتنی بر ارتباط گرینسپن
2- نظریه رشد روانشناختی پیاژه
3- نظریه رشد اجتماعی ویگوتسکی
4- روان شناسی مثبت نگر و نظریه واقعیت درمانی گلسر
5- نظریه معنا درمانی فرانکل
6- نظریه برنامه درسی تایلر
ابزار و روش ها :
روش نمونه گیری : کرانه در دسترس [9]
ابزار : اطلاعات مصاحبه ای ساختار نیافته
تکنیک (شیوه) : اطلاعات کلیدی ، کد گذاری باز و بسته ، و مصاحبه های گذشته نگرانه
تجزیه و تحلیل داده ها از نظرگاه های مختلف
از پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ها، عناصر و ابعاد مؤثر بر عدم شکل گیری رفتار نابهنجار در دانش آموزان بهنجار – که بر روی تعدادی از دانش آموزان هدف انجام گرفت – نتایجی حاصل گردید که در چهار بُعد خانوادگی، اعتقادی، برنامه درسی و روانشناسی طبقه بندی شده است. شرح مجمل نتایج حاصله عبارت است از :
1- بُعد خانوادگی
نسبت مقولات احصاء شده در بعد خانواده که توانستند در عدم گرایش به رفتارهای ناهنجار نقش داشته باشند، به ترتیب میزان تأثیرگذاری عبارتند از:
بیشترین تأثیر را همبستگی خانواده و به ترتیب : نقش مادر، ارتباط والد فرزند ، فرهنگ والدین، نقش حمایتی خویشاوندان، نقش خواهر و کمترین نقش را برادر داشته است .
2- بُعد اعتقادی
نسبت مقولات احصاء شده در بعد اعتقادی که توانستند در عدم گرایش به رفتارهای ناهنجار نقش داشته باشند به ترتیب زیر دریافت شد :
باور عملی (اعتقاداتی که به آن ها عمل می شود، بیشترین تأثیر را داشتند) ، باور نظری ( اعتقاداتی که در جایگاه نظریه و اطلاعات محض قرار می گیرند، کمترین میزان تأثیر گذاری را داشتند).
3- بُعد برنامه درسی
نسبت مقولات احصاء شده در بعد برنامه درسی که توانستند در عدم گرایش به رفتارهای ناهنجار نقش داشته باشند، به ترتیب اولویت به شرح زیر مشاهده گردید :
برنامه درسی رسمی ( دروس رسمی آموزش و پرورش) ، برنامه درسی پنهان ( محتوایی که آموزش داده نمی شود اما دانش آموز در کنار برنامه درسی رسمی تحت تأثیر جو حاکم در مقررات و روابط جمعی و بین فردی آنها را می آموزد) ، برنامه درسی پوچ (محتوای منفی و ناخواسته ای که در فرایند آموزشی و تربیتی می آموزند).
4- بُعد روان شناسی
نسبت مقولات احصاء شده در بعد روانشناسی که توانستند در عدم ناهنجاری های رفتاری نقش داشته باشند به ترتیب تأثیرگذاری و اهمیت ، به قرار زیر می باشند :
قابلیت خود تنظیمی، قابلیت جذب و صمیمیت، قابلیت دو طرفه، حل مسئله هدفمند اجتماعی، خلق و باز نمایی ایده، پل زدن به ایده، تفکر چند علیتی، تفکر نسبی، تفکر خود ارزیابی، بسط برداشت از خود، تفکر در باره ایده شخصی، پایداری و ثبات در برداشت مستقل از خود، صمیمیت و تعهد، خانواده، هوش هیجانی، تجربیات هوشی و سبک تربیتی.
چنانچه ملاحظه می گردد، توانایی خود کنترلی از سوی نوجوانان و توانایی جذب و صمیمیت و ابراز محبت از سوی اطرافیان ( شامل همسایگان، مادر، اقوام و خویشان، معلمان و دوستان و همکاران و سایرین) بالاترین تأثیر و سبک تربیتی خانواده ( با توجه به مشکل دار بودن خانواده ها) کمترین تأثیر را در ایجاد رفتارهای بهنجار داشته اند.
دستاورد :
با مقایسه ای که بین ابعاد مختلف این پژوهش صورت گرفت، می توان به یک نتیجه گیری کلی دست یافت. نتیجه این پژوهش می تواند برای برنامه ریزان آموزش و پرورش و متولیان امر تربیت از جهت بازنگری و آسیب شناسی، حاِئز اهمیت باشد. نکته قابل تأمل، اهمیت نقش و تأثیر بسیار کم و ناچیز بعد اعتقادی و برنامه درسی بود که می تواند زنگ هشداری در باره رفتارهایی باشد که درگذشته و اکنون از جانب بخش اجرایی تربیتی و آموزشی به انجام رسیده است . همچنین علی رغم هزینه های گزافی که در بخش آموزش و پرورش صورت گرفته ، طبق یافته های این پژوهش، نوع و اجرای برنامه های درسی و شیوه ارائه آموزش های تربیتی و پرورشی در مدارس ،کمترین تأثیر را داشته است.
منابع و مأخذ :
1- باقر آبادی، فاطمه و همکاران(1399). رابطه میان مهارت های اجتماعی کودکان و عملکرد رشدی خانواده در ایران.
2- حیدری ، جمشید و همکاران (1400). تدوین الگوی طراحی آموزش تفکر مبتنی بر نظری اجتماعی فرهنگی ویگوتسگی. فصلنامه روانشناسی تربیتی. شماره 6 .
4-رضایی، فرشته. سلیمان پور، محبوبه(1395). کاربرد نظریه اسنادو باور های هوشی در تعلیم و تربیت مدرسه ای. ماهنامه شباک، شماره 21
5-شالیان، رحیم. (1394). طراحی الگوی برنامه درسی ویژه دانش آموزان آسیب دیده شنوایی در دوره اول دبستان مبتنی بر رویکرد تحول یکپارچه انسان (DIR). پایان نامه دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فردوسی.
6- شبانی، کریم. (1394). نظریه فرهنگی- اجتماعی، کاربردهای نظریه ویگوتسگی در توسعه حرفه ای معلمان. مجله پزشکی شیراز (الکترونیکی)، شماره 11.
7–صدیق سروستانی، رحمت الله. (1386 ). آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات اجتماعی). تهران: انتشارات سمت.
8-گلسر، ویلیام. تئوری انتخاب: درآمدی بر روانشناسی امید. (1391) ترجمه علی صاحبی. تهران: انتشارات سایه سخن.
9-مهر محمدی، محمود (1399). برنامه درسی نظرگاه ها و رویکردها. تهران : انتشارات سمت.
10-یزدان پناه، رضا (1395). معنا درمانی نظریه و کاربرد تهران، تهران : انتشارات روان.
11-یزدی، امین. (1391). رشد یکپارچه انسان مدل تحولی، تفاوتهای فردی مبتنی بر ارتباط. پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت. دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی.
سپاسگزاری:
با اغتنام فرصت، از راهنمایی های علمی و ارزنده استاد ارجمند، جناب آقای دکتر رحیم شالیان در راستای هدایت و راهنمایی انجام این پژوهش، کمال تشکر را دارم. مریم معینی محولاتی
[1]. Development research
[2]. Development Individual Differences Relationship
[3]. Greenspan
[4]. Piaget
[5]. Vygotsky
[6]. Tailer7.Glasser
8.Frankel
[9]. Convenience Sample


