مجله هدی
تاثیر روانی مهاجرت بر زنان مسلمان
نویسنده : سیده سارا موسوی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی مقدمه: ضرورت توجه به جنسیت و دین در پژوهشهای مهاجرت مهاجرت در قرن بیست و یکم، پدیدهای است که میلیونها زن را در بر میگیرد. با وجود این، تا همین اواخر، پژوهشهای مهاجرت عمدتاً خنثی یا مردمحور بودند و به
Seyedeh Sara Mousavi ·

نویسنده : سیده سارا موسوی
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
مقدمه: ضرورت توجه به جنسیت و دین در پژوهشهای مهاجرت
مهاجرت در قرن بیست و یکم، پدیدهای است که میلیونها زن را در بر میگیرد. با وجود این، تا همین اواخر، پژوهشهای مهاجرت عمدتاً خنثی یا مردمحور بودند و به تجربیات زیسته زنان، بهویژه زنان مسلمان، توجه کافی نمیشد (1). زنان مسلمان در فرآیند مهاجرت، نه تنها با چالشهای عمومی جابجایی (مانند یادگیری زبان و یافتن کار) دستوپنجه نرم میکنند، بلکه با فشارهای منحصربهفردی روبهرو هستند که از تقاطع سه مؤلفه جنسیت، دین (اسلام) و موقعیت مهاجر ناشی میشود (4). درک این تجربه زیسته، برای ارائه تصویری واقعبینانه و همدلانه ضروری است.
- فقدان و آشفتگی: چالشهای روانشناختی پیش از استقرار و پس از آن
پژوهشهای جدید، تصویری پیچیده از چالشهای زنان مسلمان مهاجر ترسیم میکنند. این چالشها را میتوان در دو ساحت کلی دستهبندی کرد:
الف) فقدان «تکیهگاه» و آشفتگی پیچیده
مفهوم «از دست دادن تکیهگاه روانی و اجتماعی (Loss of Mooring)» که در پژوهشهای اخیر به کار رفته است، به خوبی وضعیت این زنان را توصیف میکند(3). این حالت، احساس ریشهکن شدن و آشفتگی عمیقی (از دست دادن ثبات/ امنیت روانی) است که در پی جدایی از ساختارهای حمایتی سنتی (خانواده گسترده، دوستان، و اجتماع آشنا) ایجاد میشود. مطالعهای بر روی زنان پناهنده افغان در استرالیا، این وضعیت را «آشفتگی پیچیده (Complex Overwhelm) » نامیده است؛ حالتی که در آن غم غربت، اضطراب ناشی از ناامنی اقتصادی، و فشار انطباق با هنجارهای جدید در هم میآمیزند(1). یکی از شرکتکنندگان در این مطالعه، احساس خود را پس از سالها چنین توصیف میکند: « تا مرز بقا رفتم... پیش از آنکه بتوانم به کسی که میخواهم تبدیل شوم»
ب) فشارهای جنسیتی و تبعیض مضاعف
زنان مسلمان مهاجر اغلب تبعیضی مضاعف را تجربه میکنند: تبعیض به دلیل جنسیت و تبعیض به دلیل حجاب یا هویت اسلامیشان. پژوهشی در نوااسکوشیای کانادا نشان داد که زنان عرب مهاجر، راهبردهای پیچیدهای برای عبور از تبعیض نژادی و مذهبی به کار میگیرند(2)، این فشارها میتواند به بروز نشانگان افسردگی و اضطراب شدید منجر شود. همچنین، مطالعهای در دیترویت بر روی ۵۳۸ زن مسلمان عرب متأهل نشان داد که عواملی مانند تقاضاهای مهاجرتی (Immigration Demands)، مشکلات روزمره (Daily Hassles)، و نداشتن مهارت کافی در زبان انگلیسی، بهطور معناداری با افسردگی مرتبط هستند. نکته جالب توجه در این مطالعه، نقش حیاتی حمایت همسر بود؛ بهطوری که حمایت ضعیف همسر، قویترین پیشبینیکننده افسردگی در این زنان محسوب میشد(5).
ج) پویاییهای خانواده و روابط زناشویی
مهاجرت، ساختار خانواده را دگرگون میکند. گذار از خانواده گسترده به خانواده هستهای در غرب، هم میتواند فرصتآفرین باشد و هم تنشزا. از یک سو، پژوهشها نشان میدهد که فقدان مداخلات خانواده همسر میتواند به صمیمیت بیشتر زوجین و افزایش تصمیمگیری مشترک بیانجامد(6). از سوی دیگر، تغییر در نقشهای جنسیتی میتواند منشأ تعارض شود. مرور پژوهشی در سال ۲۰۲۵ بر روی تجربیات مهاجران ایرانی نشان داد که در حالی که برخی زنان از افزایش قدرت و فرصتهای برابر در جامعه میزبان استقبال میکنند، این تغییر میتواند برای همسرانشان که احساس از دست دادن اقتدار سنتی خود دارند، تنشزا باشد. (6)
- برچسب اجتماعی و موانع دسترسی به سلامت روان
یکی از مهمترین موانعی که زنان مسلمان مهاجر در مسیر بهبود سلامت روان با آن مواجهاند، برچسب اجتماعی (Social Stigma) مرتبط با مسائل روانشناختی است. مطالعه احمد و مائو (۲۰۲۴) در کانادا با رویکردی میانبخشی (Intersectional) نشان داد که این برچسب، یک مانع فرهنگی قدرتمند است که زنان را از جستجوی کمک حرفهای بازمیدارد (4)، این زنان اغلب ترجیح میدهند ابتدا به منابع حمایتی درونگروهی (خانواده، دوستان، امام جماعت) مراجعه کنند. با این حال، ضعف شبکه حمایتی در کشور میزبان، آنان را در شرایطی آسیبزا قرار میدهد. جالب اینکه این پژوهش نشان داد زنان با پیشینه جنوب و جنوب شرق آسیا، نسبت به زنان با پیشینه آفریقایی، تمایل بیشتری به دریافت کمک از متخصصان سلامت روان دارند که لزوم توجه به تفاوتهای درونگروهی را گوشزد میکن. (4،10).
- تابآوری و رشد: روی دیگر سکه مهاجرت
با وجود تمام این سختیها، تمرکز صرف بر آسیبشناسی، تصویری ناقص از واقعیت است. جدیدترین پژوهشها بر مفهوم «تابآوری فرهنگ » (Cultural Resilience) و رشد پس از مهاجرت تأکید دارند. (3،9)
الف) توانمندی از دل رنج
مطالعه الدوساری (۲۰۲۴) در ایالات متحده، چارچوب «تابآوری تطابقی» (Acculturational Resilience) را مطرح میکند که نشان میدهد زنان پناهنده عرب مسلمان، صرفاً قربانیان منفعل نیستند، بلکه عاملیت (Agency) خود را برای بازسازی زندگیشان به کار میگیرند(3, 9) مطالعه بر روی زنان افغان نیز این مسیر را «بهبود، رشد و بازپسدهی» نامیده است؛ جایی که زنان پس از گذراندن بحرانها، نه تنها خود را بازسازی میکنند، بلکه به مربی و راهنمای دیگر زنان پناهنده تبدیل میشوند .(1)
ب) یادگیری دگرگونساز (Transformative Learning)
مهاجرت میتواند به یک «یادگیری دگرگونساز» منجر شود. پژوهش نجلاء الزعانین (۲۰۲۵) نشان داد که زنان عرب در کانادا، در مواجهه با چالشها، دست به تغییراتی اساسی در نگرش و مهارتهای خود میزنند. این تغییرات، اگرچه تدریجی و دشوار است، اما برای رشد شخصی و حرفهای آنان و رفاه خانوادهشان حیاتی تلقی میشود (2). این زنان یاد میگیرند که چگونه هویت دوگانه خود (عربی-اسلامی و غربی) را مدیریت کرده و از آن سرمایه بسازند.
حتی در سختترین شرایط، امکان بازتعریف هویت وجود دارد. پژوهش شیلتون و همکاران (۲۰۲۵) بر روی زنان پناهنده روهینگیا در هند، پدیدهای شگفتانگیز را آشکار کرد: با وجود فقر و خشونت، این زنان افزایش رضایت از زندگی را گزارش دادند. دلیل این امر، افزایش آزادی تحرک و مشارکت در رهبری اجتماع بود - چیزهایی که در کشور مبدأ از آن محروم بودند (7). این یافتهها تأکیدی است بر این که توانمندی (Empowerment) میتواند در بسترهای مختلف و به شکلهای گوناگون، حتی برای پناهندگان در کشورهای با درآمد متوسط، رخ دهد.
- تجربه زیسته: صدای زنان
برای درک عمیقتر، لازم است به روایتهای دست اول این زنان گوش دهیم:
تعارض درونی و هویت دوگانه: زنان اسماعیلی در کانادا از تنش میان «بیان شخصی» و «انتظارات جمعی» در فضاهای مذهبی مانند مساجد سخن میگویند. آنان به هویت ترکیبی (Hybrid) خود افتخار میکنند اما چالشهای پیمایش میان دو فرهنگ را نیز به وضوح احساس میکنند.(8)
صمیمیت و تعارض: یک زن ایرانی در مطالعه داسارباندا و همکاران (۲۰۲۵) بیان میکند که فقدان دخالت خانواده همسر در استرالیا، به صمیمیت بیشتر او و همسرش کمک کرده است، در حالی که زن دیگری از تنش بر سر تقسیم نقشها سخن میگوید. (6)
غلبه بر تعصب: زنان عرب در نوااسکوشیا از راهبردهایی مانند گفتوگوی مثبت، آموزش غیرمستقیم به همسایگان، و حفظ اعتمادبهنفس برای مقابله با تبعیض استفاده کردهاند. (2)
نتیجهگیری و دلالتهای عملی
بررسی منابع بهروز نشان میدهد که تجربه روانشناختی مهاجرت برای زنان مسلمان، دیالکتیکی میان آسیب و رشد، فقدان و توانمندی، و سنت و مدرنیته است. نادیده گرفتن هر یک از این ابعاد، به درکی ناقص از واقعیت آنان میانجامد.
یافتههای این پژوهشها دلالتهای عملی مهمی برای سیاستگذاران، متخصصان سلامت روان و فعالان اجتماعی دارد:
۱. نیاز به مداخلات حساس به فرهنگ: برنامههای حمایتی باید نه تنها به زبان، که به جهانبینی، ارزشهای دینی و ساختار خانواده این زنان حساس باشند و برچسبزدایی از سلامت روان را در دستور کار قرار دهند.(4،6)
۲. تقویت شبکههای حمایتی: حمایت همتایان (Peer Support) و برنامههای مربیگری (Mentorship) که در آن زنان باتجربهتر به تازهواردان کمک کنند، میتواند بسیار مؤثر باشد.(1)
۳. توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی: فراهم کردن فرصتهای یادگیری زبان، آموزشهای مهارتمحور و حمایت از کارآفرینی، به زنان کمک میکند تا عاملیت خود را بازیابند و از لاک انزوا خارج شوند.(2،5)
۴. بازنمایی متوازن: رسانهها و مجامع علمی باید از بازنمایی یکبعدی (صرفاً قربانی یا صرفاً موفق) زنان مسلمان مهاجر پرهیز کرده و تصویری انسانی، پیچیده و چندلایه از آنان ارائه دهند.(8)
در نهایت، زنان مسلمان مهاجر با تکیه بر ایمان، فرهنگ غنی و تابآوری خویش، نه تنها از «لبه پرتگاه بقا» عبور میکنند، بلکه روایتهای تازهای از تعلق، موفقیت و معنا را در سرزمینهای جدید خلق میکنند
منابع
1. From the brink of survival to "become the person that they want to become": Gender minimization, refugee trauma, and growth in women from Afghanistan. (2025). Traumatology, 31(2), 306-317.
2. Alzaanin, N. (2025). Exploring The Immigration Experience And Learning Process: A Case Study Of Arab Women In Rural Nova Scotia (Master's thesis). St. Francis Xavier University.
3. Aldawsari, N. F. (2024). Loss of Mooring and Acculturational Resilience: Understanding Resilience, Adversity, and Trauma among Female Muslim Arab Refugees in the United States (Doctoral dissertation). Philadelphia College of Osteopathic Medicine.
4. Ahmed, R., & Mao, Y. (2024). An Intersectional Approach to Understanding Beliefs and Attitudes Toward Mental Health Issues Among Muslim Immigrant Women in Canada. Health Communication, 39(10), 2014-2025.
5. Stress, Social Support, and Depression in Arab Muslim Immigrant Women in the Detroit Area of the USA. (In Biopsychosocial Perspectives on Arab Americans, Springer).
6. Dasarbanda, B., et al. (2025). Marital Relationships After Migration: A Review of Iranian Migrants’ Experiences. Journal of Divorce & Remarriage.
7. Chilton, A., et al. (2025). Forced migration and women’s empowerment: evidence from Rohingya refugees. Journal of Ethnic and Migration Studies.
8. Khushi, M. (2025). Roots and routes: Migration, faith, and intergenerational identity among Ismaili Muslim women in Canada (Undergraduate thesis). University of Victoria.